مرگ یک زندانی زن در زندان فردیس کرج به دلیل عدم رسیدگی پزشکی

مرگ یک زندانی زن در زندان فردیس کرج به دلیل عدم رسیدگی پزشکی

مرگ یک زندانی زن در زندان فردیس کرج به دلیل عدم رسیدگی پزشکی

کمبود امکانات پزشکی در زندان فردیس کرج بار دیگر جان یک زندانی زن را گرفت

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۴ – مریم شهرکی، زندانی جرایم مالی در زندان فردیس کرج که تنها به دلیل ناتوانی در پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان در زندان محبوس بود، بامداد ۲۱ شهریور ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد. او در حالی قربانی شد که همسرش نیز به دلیل همان پرونده در ندامتگاه مرکزی کرج زندانی است.

مرگ مریم شهرکی، زندانی مالی زندان فردیس، بار دیگر وضعیت بحرانی بهداری زندان‌ها و تبعیض آشکار میان بدهکاران خرد و ابربدهکاران متصل به حاکمیت را به نمایش گذاشت. او مادر دو فرزند خردسال بود و به دلیل نداشتن ۳۰۰ میلیون تومان، در زندان جان باخت؛ در حالی که بدهکاران کلان بانکی و مالی آزادانه زندگی می‌کنند.

شرح ماجرا

به گزارش منابع مطلع، مریم شهرکی، زندانی جرایم مالی، شب ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ دچار درد شدید قفسه سینه شد و به بهداری زندان فردیس کرج منتقل گردید. پزشک و پرستار شیفت علائم او را به‌اشتباه ناشی از معده‌درد تشخیص دادند و تنها چند قرص به وی دادند. او بدون رسیدگی تخصصی به بند بازگردانده شد.

چند ساعت بعد، حوالی ساعت ۴ صبح روز ۲۱ شهریور، فشار خون وی به‌شدت افت کرد و پیش از انتقال به بیمارستان جان باخت. شاهدان می‌گویند اگر خدمات درمانی تخصصی و به‌موقع ارائه می‌شد، این مرگ قابل پیشگیری بود.

مریم شهرکی زنی جوان، متأهل و مادر دو کودک خردسال بود. او به دلیل یک پرونده مالی و ناتوانی در پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان در زندان فردیس کرج نگهداری می‌شد. همسر او نیز در همان پرونده بازداشت و هم‌اکنون در ندامتگاه مرکزی کرج (زندان مرکزی کرج) دوران حبس خود را می‌گذراند.

ندامتگاه فردیس زندان کچویی کرج
ندامتگاه فردیس یا زندان کچویی کرج

شرایط بحرانی در زندان فردیس

زندان فردیس کرج سال‌هاست با مشکلات جدی بهداشتی و درمانی روبه‌روست. منابع داخلی این زندان گزارش می‌دهند که کمبود دارو و امکانات درمانی به یک بحران دائمی تبدیل شده است. زندانیان ناچارند حتی برای بیماری‌های ساده، روزها منتظر ویزیت بمانند. بسیاری از آنان تنها با مُسکن‌ها و قرص‌های عمومی درمان می‌شوند، در حالی که نیاز به معاینه تخصصی و درمان فوری دارند.

کولیوند، رئیس زندان فردیس کرج، تاکنون اقدامی مؤثر برای رفع مشکلات بهداری و دسترسی زندانیان به دارو انجام نداده است. خانواده‌های زندانیان بارها در ملاقات‌ها و مکاتبات خود نسبت به شرایط بهداری اعتراض کرده‌اند، اما پاسخی دریافت نکرده‌اند.

زندانیان خرد در برابر ابربدهکاران آزاد

مرگ مریم شهرکی بار دیگر تناقض آشکار نظام قضایی را نشان داد. او و همسرش تنها به دلیل ناتوانی در پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان در زندان هستند، اما بسیاری از ابربدهکاران بانکی و مالی که بدهی‌های کلان میلیاردی دارند و ارتباط مستقیم با مقامات و سران حاکمیت دارند، همچنان آزادانه زندگی می‌کنند.

این تناقض به‌روشنی نشان می‌دهد که قانون در برابر فرودستان سختگیرانه و بی‌رحمانه اجرا می‌شود، اما در برابر متصلان به قدرت نادیده گرفته می‌شود. چنین تبعیضی، عدالت را از معنای واقعی خود تهی کرده و نشان می‌دهد که زندان برای بدهکاران کوچک است، در حالی که بزرگ‌ترین بدهکاران از مصونیت کامل برخوردارند.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

نقض حقوق بشر در مرگ مریم شهرکی

مرگ مریم شهرکی در زندان فردیس کرج، تنها به دلیل ناتوانی در پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان و محرومیت از رسیدگی پزشکی به‌موقع، نمونه‌ای روشن از بی‌عدالتی ساختاری و تبعیض آشکار در دستگاه قضایی است. او در حالی جان باخت که همسرش همچنان در زندان مرکزی کرج زندانی است و دو فرزند خردسال‌شان بی‌سرپرست مانده‌اند.

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی
مرگ مریم شهرکی به دلیل فقدان رسیدگی پزشکی، نقض مستقیم حق زندگی و امنیت شخصی او بود.

ماده ۵: منع شکنجه و رفتارهای بی‌رحمانه
بی‌توجهی عامدانه به وضعیت پزشکی زندانیان و بازگرداندن بیمار به بند بدون رسیدگی تخصصی، مصداق رفتار غیرانسانی و بی‌رحمانه است.

ماده ۱۰: حق برخورداری از دادرسی عادلانه
حبس او و همسرش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت جریمه ۳۰۰ میلیون تومانی، نشان‌دهنده نبود دسترسی عادلانه به سازوکارهای قضایی و حمایتی است.

ماده ۲۵: حق برخورداری از استاندارد مناسب زندگی و مراقبت‌های پزشکی
فقدان دارو و خدمات درمانی در زندان فردیسنقض آشکار حق دسترسی زندانیان به مراقبت‌های پزشکی کافی است.

 

مرگ مریم شهرکی در زندان فردیس کرج، تنها به دلیل ناتوانی در پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان و محرومیت از رسیدگی پزشکی به‌موقع، نمونه‌ای روشن از بی‌عدالتی ساختاری و تبعیض آشکار در دستگاه قضایی است. او در حالی جان باخت که همسرش همچنان در زندان مرکزی کرج زندانی است و دو فرزند خردسال‌شان بی‌سرپرست مانده‌اند.

این واقعه بار دیگر نشان می‌دهد که بدهکاران خرد و فرودست باید بهای سنگین بدهند، در حالی که ابربدهکاران بانکی و مالی با حمایت‌های سیاسی و ارتباطات پشت‌پرده از هرگونه تعقیب و مجازات در امان هستند.

زندان فردیس کرج، با وضعیت بحرانی بهداری و کمبود دارو، بارها قربانی گرفته است. تکرار این فجایع تا زمانی که پاسخگویی و اصلاح اساسی در نظام قضایی و زندان‌ها صورت نگیرد، ادامه خواهد یافت.

با ارسال هرگونه اطلاعات در این زمینه به ما کمک کنید تا صدای زندانیان باشیم

    کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
    تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

    خروج از نسخه موبایل