۱۰ اکتبر روز جهانی لغو اعدام – بخش دوم

۱۰اکتبر روز جهانی لغو اعدام

۱۰اکتبر روز جهانی لغو اعدام

گذری کوتاه به تاریخچه اعدام

در طول تاریخ و در سراسر دنیا مخالفت با حکم اعدام بطور عام از دو جنبه سیاسی و انسانی (بشردوستانه) صورت گرفته و این مخالفت همچنان ادامه دارد و روز به روز شدت بیشتری پیدا کرده است.

اولین سند تدوین شده رسمی برای حکم اعدام مربوط به قوانین حمورابی (شاه بابل) در۴ هزار سال پیش میشود که در آن برای ۲۵ جنایت؛ حکم اعدام پیش بینی شده است.

در یونان باستان نیز از مجازات اعدام برای جرائمی همچون قتل، خیانت و تجاوز تحت قوانین دراکو به طور گسترده استفاده می‌شده است. اما افلاطون معتقد بود اعدام تنها باید در مواردی اعمال شود که مجرم اصلاح‌ناپذیر است که میتوان آنرا بعنوان یک مخالفت جدی با احکام جاری اعدام به حساب آورد.

از آن زمان تا کنون انواع روش‌های مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده جهت مجازات مجرمان به کار گرفته شده اس.

اما آنچه مسلم است بخش ناچیزی از اعدام هایی که تاکنون در تاریخ و در کشورهای مختلف اتفاق افتاده مربوط به جرائم جنایی در کادر قوانین نوشته شده، میشود .

بی تردید بخش عمده اعدام ها بدلایل سیاسی و برای سرکوب مخالفین یا برای پیشبرد اهداف تجاوزکارانه مانند کشورگشایی و … صورت گرفته که دلیل موجهی برای اعدام وجود نداشته است.

اعدام به دلایل سیاسی بطور عام

رژیم های دیکتاتوری همواره برای حفظ نظام‌هایشان بصورت گسترده به کشتار مخالفین پرداخته و از آن بعنوان ابزاری برای مقابله با هرگونه جنبش اعتراضی استفاده کرده‌اند. در واقع حکم اعدام موثرترین، اصلی ترین و قوی ترین ابزار حکومت های دیکتاتوری برای سرکوب مردم و جامعه بشری به حساب می آید که با استفاه از آن، به کشتار معترضین می پردازند. مانند به صلیب کشیدن اسپارتاکوس و یارانش توسط جنایتکاران حاکم رم که هدف آن علاوه بر انتقام جویی؛ مرعوب کردن سایرین بود تا کسی جرأت و جسارت مخالفت با حاکمیت را پیدا نکند. این دو منظور یعنی انتقام جویی و مرعوب کردن سایرین، روح حاکم بر همه اعدام ها با دلایل سیاسی بوده و هست که با بی رحمی و وحشیگری تمام به اجرا درآمده و می‌آید. کشتاری که قوای چنگیزخان با مردم مقاوم نیشابور کرد. فرزندان چنگیزخان مغول پس از تصرف شهر، برای انتقام گیری از مقاومت مردم در برابر  قوای سرکوبگر و درس عبرت ساختن آنان برای سایر شهرهای ایران، صدها هزار نفر را اعدام کرده و در مدت کمتر چند از روز کشتند و حتی به حیواناتی مانند سگ و گربه نیز در شهر رحم نکردند و شهر را با خاک یکسان نمودند. یا مناره ایی که توسط تیمور لنگ در اصفهان از از جمجمه ‌های مردم مقاوم ساخته شد که شامل بیش از ۷۰ هزار سربریده بود. او حتی به کودکان یتیم زنده مانده نیز رحم نکرده و آنها را زیر سم ستوران اسب های خود، نابود کرد.

اعدام های گسترده در قرن حاضر توسط دیکتاتورهای نظامی مثل آرژانتین (که در مدت ۷ سال بیش از هزاران نفر را ناپدید ساخته و مخفیانه به جوخه های تیرباران سپرد) و ژنرال فرانکو در اسپانیا (که بیش از ۵۰۰ هزار کشته در کارنامه خود دارد) و پینوشه در شیلی (‌ اعدام و ترور و ناپدیدسازی بیش از ۳ هزار مخالف) و آلمان نازی در جنگ دوم جهانی که در اردوگاهها و کوره های آدم سوزی، باعث مرگ میلیون ها نفر از مردم شد. اعدام های فجیع توسط بنیادگرایانی از قبیل داعش و طالبان و رژیم ایران نیز همه از همین قماش هستند. دیکتاتوری هایی که مردم خود را بخاطر منافع و ادامه حکومتشان، قربانی می کنند.

این نمونه‌ها بخوبی نشان میدهند اعدام و کشتارها و ناپدیدسازی‌ها که با انگیزه سیاسی و حذف مخالفین (بدون هیچگونه دلیل موجهی) در طول تاریخ و در سراسر دنیا انجام گرفته، میتواند مهمترین و اصلی ترین دلیل برای مخالفت با هرگونه حکم اعدام بوده و لغو آنرا در هر شکلی و به هر دلیلی در اولویت قرار بدهد.

اعدام ها بدلایل سیاسی در ایران و بطور خاص در طول حاکمیت ولایت فقیه 

اعدام مخالفان سیاسی توسط نظام حاکم در ایران از دیر باز جریان داشته و همواره توسط دیکتاتورهای حاکم علیه مخالفین و معترضین به اجرا درآمده است. مثلا اعدام جمعی مردم کرمان توسط آقا محمدخان قاجار که دستور داد از چشم آنها کوهی در شهر ساخته شود و تمام مردم شهر را کور کردند که بروایتی ۲۰ و به روایتی دیگر ۷۰ هزار نفر را به قتل رساند.

یا کشتارها و اعدام های مخفی و علنی مخالفان سیاسی و مردم لرستان توسط رضا خان، یا اعدام افراد مخالف و روشنفکر جامعه در دوران محمدرضا پهلوی که مردم ایران آن را فراموش نکرده و هرگز فراموش نخواهد کرد. اما به جرات میتوان گفت که اعدام ها بدلایل سیاسی در دوران حاکمیت ولایت فقیه در ایران و در سراسر دنیا اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است.

نظام ولایت فقیه از روز روی کار آمدن خود از سال ۵۷ اعدام مخالفین سیاسی خود را بعنوان اصلی ترین روش سرکوب آنها بکار گرفته و به آن ادامه داده است.

۱ . اعدام کردها

شخص خمینی از همان اوایل پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، با خواست مردم کردستان برای خودمختاری مخالفت نمود و پاسخ آن را با قتل و کشتار داد. خمینی نیروهای ارتش و سپاه را به کردستان گسیل کرد و شهرها را تحت تسلط حکومت نظامی خود درآورد و برای انتقام گیری و زهر چشم گرفتن از مردم کردستان در درجه اول و مردم کل ایران در درجه بعد؛ صادق خلخالی حاکم شرع جنایتکار خود را هم به آنجا اعزام کرد تا تیرباران معترضین را در ملاء عام به اجرا گذارد. او نیز این جنایت را طی ماههای مرداد و شهریور ۵۸ در ۵ شهر استان کردستان از جمله در سنندج، سقز و پاوه انجام داد و دهها نفر را به قتل رساند. براساس آمار ثبت شده تنها در طول سه هفته ۸۲ نفر از مردم این شهرها تیرباران شدند. اعدام زندانیان سیاسی کُرد در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد و همچنان نیاز ادامه دارد.

۲ . اعدام ترکمن ها

یکسال پس از پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن در گنبدکاووس و ترکمن صحرا شوراهای محلی و مردمی برای کمک به کشاورزان و … تشکیل شده بود خمینی آنرا برنتافت و مطابق معمول نیروهای سرکوبگر خود و صادق خلخالی را برای سرکوب و اعدام به منطقه اعزام نمود. در این منطقه قریب به ۱۰۰ نفر از مردم را تیرباران کردند. صادق خلخالی در مصاحبه با روزنامه صبح آزادگان در سال ۱۳۶۳ در این باره گفت:

«من با قاطعیت در گنبد وارد شدم، و در یکی از کارهای برجسته و انقلابی در گنبد، ۹۴ نفر منجمله توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را بنده اعدام کردم. ۹۴ نفر را اعدام کردم نه یک نفر را. می‌گویند قتل رهبران ترکمن عمدی بود، من توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را بگذارم زنده بمانند که چه؟»

 ۳ . اعدام های سال ۶۰ و ۶۱

خمینی که رفته رفته محبوبیت و مشروعیت خود را در افکار عمومی مردم ایران از دست می داد، تصمیم خود را برای سرکوب هرگونه مخالفت و اعتراضی حتی به مسالمت آمیزترین صورت گرفت. تظاهرات مسالمت آمیز مخالفان سرکوب و شلاق و زندان و اعدام در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را در میدان فردوسی تهران به گلوله بست و دستگیری های بسیار گسترده ای را در سرتاسر ایران راه انداخت و از فردای همان روز اعدام شرکت کنندگان در تظاهرات را شروع کرد . اعدام های گسترده بدون محاکمه و حتی بدون احراز هویت و بدون نام و نشان؛ آنقدر که دسته دسته عکس از آنها در روزنامه های خود چاپ کرده و از خانواده های آنها میخواست که برای گرفتن جنازه فرزندان خود به زندانها مراجعه نمایند و در مدت کمتر از ۶ ماه هزاران نفر را در نقاط مختلف کشور تیرباران کرد. عمده اعدام شدگان را دختران و پسران جوان دانش آموز و دانشجو تشکیل میدادند. محاکم قضایی خمینی در هر دهکده و شهر و شهرستانی بی محابا حکم اعدام این جوانان را صادر میکرد. با این اعدام ها هزاران خانواده ایرانی به عزای عزیزان خود نشستند و مردم با حاکمیت، فاصله بسیار بیشتری گرفتند.

۴.قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷

خمینی پس از پذیرش قطعنامه آتش بس و پایان دادن به جنگ ایران و عراق، برای در نطقه خفه کردن هرگونه اعتراضی به ادامه جنگ، به اعدام و کشتار و نسل کشی در زندانها دست زد و تقریبا همه زندانیان سیاسی را اعم از اینکه محکومیت آنها تمام شده باشد یا در آستانه اتمام باشد یا در حال سپری کردن آن باشند، اعدام نمود و جنایتی بزرگ مرتکب شد. خمینی در این کشتار بیسابقه، دهها هزار زندانی را قتل عام نمود.

برای اطلاع کامل از این نسل کشی به سلسله مقالاتی که در این زمینه در همین سایت تحت عنوان «قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ – جنایت علیه بشریت» منتشر شده مراجعه شود.

۵ . اعدام های سیاسی در سالهای اخیر

پس از قیام سراسری سال ۸۸ و سلسله قیام های پس از آن تا سال ۱۴۰۱ خامنه ای همواره برای انتقام گیری و زهر چشم گرفتن از مردم معترض تعدادی از زندانیان سیاسی را اعدام کرده و اعدام زندانیان با جرائم اجتماعی را هم بطور چشمگیری افزایش داده است تا فضای رعب و وحشت را در جامعه حاکم نماید.

ادامه روند رو به افزایش اعدام ها به همراه موج گسترده دستگیری ها در خلال قیام و انتشار اخبار آن در رسانه های عمومی سیاستی برای ترساندن و زهر چشم گرفتن از مردم و مخالفان بود.

اعدام شدگان اردیبهشت ۱۳۸۹

در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ خامنه ای در یک اقدام جنایت کارانه دیگر ۵ تن از زندانیان سیاسی شامل شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر و مهدی اسلامیان را به دار آویخت.

شیرین علم‌هولی، یک زندانی سیاسی بود. وی پس از گذراندن یک سال و نه ماه حبس در زندان اوین تهران  در این تاریخ  بدون اطلاع خانواده و وکلایش در زندان اوین اعـدام شد.

فرزاد کمانگر، معلم کرد ایرانی بود که به اتهام عضویت و همکاری با پژاک به اعـدام محکوم شد. او هیچگاه این اتهام را نپذیرفت.

فرزاد، دبیر هنرستان کار و دانش شهرستان کامیاران با ۱۲سابقه تدریس و از فعالین صنفی و محیط زیست و حقوق بشر و حقوق زنان بود که محبوبیت بسیار بالایی در منطقه داشت.

علی حیدریان و فرهاد وکیلی، به عنوان دو هم پرونده ای فرزاد کمانگر معرفی شده و همراه با ایشان در زندان اوین در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ به دار آویخته شدند.

مهدی اسلامیان، به اتهام دست داشتن در انفجار حسینیه رهپویان شیراز در فروردین بازداشت شد. او در دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ با نوشتن نامه‌ای از زندان خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، اتهامات وارده به خود را تکذیب کرده و افزوده بود که «مدت دو سال است بی‌گناه تحمل حبس می‌نمایم و مدت یک سال است در سلول‌های مخوف و انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین زیر شدیدترین شکنجه‌ها قرار داشتم و تمامی این سختی‌ها را به جرم برادر بودن متحمل شدم».

اعدام ۳ زندانی سیاسی از دهه ۶۰

علی صارمی، در ۷ دیماه ۸۹ اعدام شد. وی در شهریور ماه ۸۶ پس از شرکت در مراسمی به مناسبت گرامیداشت قتل عام شدگان سال ۶۷ توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شد. صارمی پیش از آن نیز سابقه طولانی از زندان را در کارنامه خود داشت. وی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شد.

جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی دو زندانی سیاسی، از بازداشتی‌های قیام ۸۸ که از هواداران سازمان مجاهدین خلق به حساب می آمدند، در زندان اوین بدار آویخته شدند. هر دو انها از زندانیان سیاسی دهه 60 بودند.

اعدام های پس از قیام های سراسری ۹۶

در قیام های سراسری سالهای ۹۶ و ۹۸ سیاست خامنه ای برای مهار قیام، کشتار در خیابانها و شکنجه گاهها بود بطوری که در آبانماه ۹۸ طی ۳ تا ۴ روز، بیش از ۱۵۰۰ تن از قیام کنندگان را در کوچه و خیابان شهرها و نیزار ماهشهر به خاک و خون کشید. به این ترتیب داغ ننگ ابدی بر پیشانی خامنه ای نشست و نتیجه بسیار معکوسی برای نظام در جامعه در برداشت.

رامین حسین‌پناهی، زندانی سیاسی و پیشمرگه حزب کومله و فعال سیاسی کرد اهل ایران بود که به اتهام عضویت در حزب کومله دستگیر و در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شد. اعدام او بدون تردید بی ارتباط با قیام ۹۶ و زهر چشم گرفتن از مردم معترض نبود.

زانیار مرادی، زندانی سیاسی کرد اهل مریوان بود که در سال ۱۳۸۸ به همراه لقمان مرادی بازداشت و در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ هر دو زندانی به اتهام ترور فرزند امام جمعه مریوان اعدام شدند.این دو پس از صدور حکم اعـدام در نامه‌ای نوشتند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده و هیچ نقشی در این ترور نداشته‌اند. قوه قضاییه نظام پس از ۹ سال حبس در گرماگرم قیام سالهای ۹۶ و ۹۷ و ۹۸ آنها را اعدام کرد تا عاملی برای بازدارندگی قیام گردد.

مصطفی صالحی، از معترضان قیام دی ماه ۹۶ بود که در شهر کهریزسنگ از توابع شهرستان نجف آباد استان اصفهان دستگیر شد و در ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ به اتهام محاربه و قیام مسلحانه علیه حکومت اعـدام گردید.

سخن پایانی

در ۴۵ سال حاکمیت ولایت فقیه در ایران بیش از ۱۰۰ هزار مخالف سیاسی به جوخه های تیرباران یا طناب دار سپرده شده و جان خود را از دست داده اند که نشان میدهد این نظام، ظرفیت شنیدن و فعالیت سیاسی مخالفان خود را ندارد و اینچنین توانسته با حذف مخالفین خود و زهر چشم گرفتن از مردم و انتقام گیری از معترضین به حاکمیت‌اش ادامه دهد.

بدون تردید حکم اعـدام اساسا نقش بازدارندگی در جرائم ارتکابی ایفا نمی‌کند و تاثیر آن بسیار ناچیر و غیرقابل قیاس با آثار زیانبار آن میباشد. یعنی جنبه های منفی آن دهها و یا شاید صدها برابر بیشتر از جنبه مثبت بازدارندگی آن میباشد.

برای حفظ حرمت جان انسانها و همچنین ارزشهای انسانی و برای مقابله با تبعیض و بی عدالتی و جنایت علیه مردم محروم کشورمان که علیه بیعدالتی، تبعیض و سرکوب بپاخاسته‌اند و در پی آزادی هستند، و برای دفاع از همه جانهایی که اینک در زندانهای هیولای ولایت فقیه در تهدید اعدام قرار دارند، فعالیت علیه اعـدام در ردیف خواسته‌های فوری و مبرم قرار می‌گیرد.

پایان

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

خروج از نسخه موبایل