۲۹ اردیبهشتماه یادواره اعدام صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی، جوانانی که عاشقترین زندگان بودند
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی مرتضی براتی دریک اقدام شتابزده با وجود ابهامات زیاد در پرونده از جمله نداشتن سلاح توسط متهمان، حکم اعدام این ۳ جوان را صادر کرد. پس از آن هم درخواست فرجامخواهی به سرعت توسط دیوان عالی رد شد. این اقدام نشان داد که به قول پهلوان نوید افکاری برای طنابهای دارشان به دنبال گردن بودند.
سحرگاه ۲۹اردیبهشتماه ۱۴۰۲ حکم اعدام صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی، به مرحله اجرا درآمد.این اعدام در حالی انجام شد که مردم اصفهان با چندین تجمع اعتراضی در مقابل زندان دستگرد اصفهان و دادگاه انقلاب اصفهان خواستار توقف و لغو این حکم شدند. اما خامنهای ضحاک در راستای سرکوب جامعه و انتقام از جوانان معترض در اعتراضات ۱۴۰۱، بر این اعدامها تاکید داشت.
صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی به همراه ۳تن دیگر از جوانان معترض اصفهان دستگیر شده و به زیر شکنجه برده شدند. دادگاه این جوانان نیز بر اساس اعترافات اجباری در زیر شکنجه بود. به گفته بسیاری از حقوقدانان این دادگاه در پس پرده ابهام برگزار شد و هیچ سندی دال بر انجام قتل توسط هیچیک از جوانان بازداشتی به دادگاه ارائه نشد.
مجید کاظمی متهم ردیف دوم این پرونده در فایل صوتی که در تاریخ ۲۳دی۱۴۰۱، به خارج از زندان ارسال کرد میگوید:
«نه اسلحهای داشتم و نه کاری کردم همه اینها زیر شکنجه بوده، زدند و گفتند بگو این اسلحه مال توست، گفتیم باشه. زدند گفتند باید برویم سر صحنه جرم، گفتیم باشه. زدند و گفتند اینها را در دادگاه بگو. همه اینها زیر شکنجه بوده وگرنه من نه اسلحه داشتم و نه کاری کردم.»
شکنجهگران و ماموران اطلاعات مجید کاظمی را چندین مرتبه اعدام مصنوعی کرده بودند. برای تحت فشار قرار دادن صالح میرهاشمی وی را تهدید کردند که خانواده و به خصوص همسر و دخترعمهاش را شکنجه و مورد تجاوز قرار خواهند داد.
یک وکیل دادگستری با اشاره به اشکالات در این پرونده گفته بود پرونده خانه اصفهان ملغمهای از ناهمگونی است در این پرونده دادگاه با اعلام اغتشاشگر و اوباش و اراذل بودن متهمان عملا از بیطرفی خارج شده بود.
سران حکومت به منظور ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه حتی روند عادی صدور حکم را هم اجرا نکرد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی مرتضی براتی دریک اقدام شتابزده با وجود ابهامات زیاد در پرونده از جمله نداشتن سلاح توسط متهمان، حکم اعدام این ۳ جوان را صادر کرد. پس از آن هم درخواست فرجامخواهی به سرعت توسط دیوان عالی رد شد. این اقدام نشان داد که به قول پهلوان نوید افکاری برای طنابهای دارشان به دنبال گردن بودند.
۲روز قبل از اجرای حکم اعدام، صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی با ارسال پیامی به خارج از زندان نوشتند:
«از همشهریان و هموطنان عزیز تقاضا داریم نزارید ما را بکشند. ما به یاری شما نیاز داریم. به حمایت شما نیاز داریم. سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، مجیدکاظمی. بچههای ایران»
این اعدام موجی از انزجار را در جامعه ایران برانگیخت مردم در شهرهای مختلف از جمله، اصفهان، زاهدان، مشهد، گوهردشت، و در بسیاری از نقاط تهران، تجمع اعتراضی برگزار کردند.
گفتند:
«ــ نمیخواهیم
نمیخواهیم
که بمیریم!»
گفتند:
«ــ دشمنید!
دشمنید!
خلقان را دشمنید!»
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ایشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
و مرگِ ایشان
چندان موهن بود و ارزان بود
که تلاشِ از پی زیستن
به رنجبارتر گونهیی
ابلهانه مینمود:
سفری دُشخوار و تلخ
از دهلیزهای خَماندرخَم و
پیچاندرپیچ
از پی هیچ!
نخواستند
که بمیرند
یا از آن پیشتر که مرده باشند
بارِ خِفّتی
بر دوش
برده باشند.
لاجرم گفتند:
«ـ نمیخواهیم
نمیخواهیم
که بمیریم!»
و این خود
وِردگونهیی بود
پنداری
که اسبانی
ناگاهان به تَک
از گردنههای گردناکِ صعب
با جلگه فرود آمدند
و بر گُردهی ایشان
مردانی
با تیغها
برآهیخته.
و ایشان را
تا در خود بازنگریستند
جز باد
هیچ
به کفاندر
نبود. ــ
جز باد و به جز خونِ خویشتن،
چرا که نمیخواستند
نمیخواستند
نمیخواستند
که بمیرند.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک
