گورهای جمعی قتل عام شدگان ۶۷- قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷- جنایت علیه بشریت – فصل یازدهم

گورهای جمعی قتل عام شدگان ۶۷- قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷- جنایت علیه بشریت - فصل یازدهم

گورهای جمعی قتل عام شدگان سال ۶۷

گورهای جمعی قتل عام شدگان ۶۷- فصل پایانی

در آخرین فصل از سلسله مقالات قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، جنایت علیه بشریت، به گورهای جمعی قتل عام شدگان می پردازیم.

پاسداران خمینی، قتل عام شدگان سال ۶۷ را اساسا بصورت جمعی به وحشیانه ترین صورت و سراسیمه و بدون رد و نشانی، در گورهای جمعی دفن میکردند. صحنه هایی که پس از ۳۵ سال هنوز باور آن مشکل و توصیف آن دردناک و وحشت برانگیز است.

صحنه هایی که مشابه آنرا تنها در جنگ جهانی دوم در کشتارهای جنایتکاران هیتلر میتوان سراغ داشت صحنه دیگری مانند هلوکاست اینبار بدست آخوند جنایتکاری بنام خمینی خلق شد و روی جنایتکاران تاریخ را سفید کرد.

خاوران تهران

رضا ملک، معاون تحقیق و بررسی وزارت اطلاعات در دوران علی فلاحیان در پیامی خطاب به دبیرکل سازمان ملل ضمن اشاره به‌قتل عام سال ۶۷ گفت: «عالیجناب اگر شما به‌دنبال نسل‌کشی و جنایتکاران می‌گردید، در ایران بیش از ۱۷۰ تا ۱۹۰ شاید هم بیشتر، گور دستجمعی وجود دارد».

یک شاهد عینی از خاوران درباره گورهای جمعی قتل عام شدگان می‌گوید:

«محل دفن قتل‌عام شدگان ۶۷مشخص نیست. اما خانواده‌های شهیدانی که در پی اجساد بستگان خود بودند، یک بار در تهران متوجه می‌شوند که تعدادی از اجساد را به جاده خاوران منتقل کرده‌اند. من خودم به آنجا رفتم. منطقه نسبتاً وسیعی کنار گورستان ارمنی‌ها بود. بعد از تحقیقات معلوم شد شبانه با لودر چهار کانال طولانی کنده و اجساد را در آنها ریخته‌اند. وقتی به آنجا رفتم، دیدم دست یکی از شهیدان از خاک بیرون مانده و حیوانات نیمی از آن را خورده‌اند.

با جستجوی دقیقتر، اجسادی را پیدا کردیم که به رویشان خاک نریخته بودند. همزمان با ما عده دیگری از خانواده‌ها نیز آمدند. ما خودمان بر روی اجساد شهیدان خاک ریختیم و دفن‌شان کردیم».

مادر یکی کشته شدگان ۶۷ می گوید:

«مادران و خانواده های زندانیان روزی به خاطر فرزندان خود به خاوران میروند که متوجه بوی بد تعفن و عفونت و صحنه هایی از قبیل بیرون ماندن پتوهایی از زیر خاک و بیرون ماندن دستهایی از زیر خاک میشوند که خاک را کنار میزنند و جسدهای زیادی را که با لباس دفن شده اند را می بینند».

جنایتکاران خامنه ای در سال ۱۴۰۰ تصمیم گرفتند برای از بین بردن آثار جنایت خود و پاک کردن خاطره این قتل عام از حافظه ها، نماد این قتل عام که گورستان خاوران در تهران باشد را از بین ببرند. برای این منظور محل گورهای جمعی را به بهائیان واگذار کردند که فوتی‌های خود را در آنجا دفن نمایند که با اعتراض گسترده خانواده ها و ارگانهای حقوق بشری بین المللی روبرو شد. در نتیجه این پروژه فعلا متوقف شده است.

در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ برخی از اعضای خانواده‌های اعدام شدگان دهه ۶۰ در اطلاعیه‌ای اعتراض خود را نسبت به حفر قبرهای تازه در گورستان خاوران به عنوان «یکی از بزرگ‌ترین گورستان‌های جمعی هزاران زندانی سیاسی اعدام شده در ایران» ابراز داشته و از این اقدام به عنوان تلاش تازه حکومت جمهوری اسلامی برای فراموشی «بقایای جنایاتش در سال‌های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۱۳۶۷» نام برده‌اند.

در روز ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ عفو بین‌الملل از مقامات جمهوری اسلامی خواست تا تخریب محل گورهای جمعی خاوران را متوقف کند و اجازه دهند تا بهائیان تحت آزار و شکنجه با شرافت دفن شوند.

خاوران سمنان

رضا ملک در گزارشی از گورهای جمعی سمنان، به‌نقل از یک عامل فعال اطلاعات و شاهد صحنه در سمنان می‌نویسد:
«به‌رغم این‌که گفته بودند اوین دیگر در خاوران خاکسپاری ندارد، ولی به‌علت حجم بالای اعدام‌ها، هر جای خالی و مناسب را که می‌یافتند دست اندازی می‌کردند!…

خلاصه بگویم هر سه کامیون، تمامی جنازه‌ها را در عمق زمین مدفون کردند. به‌طوری‌که حتی با کندن زمین هم به هیچ‌وجه امکان دسترسی به جنازه‌ها نبود. خروس خوان بود که کار پایان گرفت! کامیون‌ها رفتند و ما پولی به لودرچی دادیم و او را راهی کردیم.

چند شب دیگر هم به همین منوال در نقاط دیگر و گورهای گروهی دیگر، با بکارگیری تجربه شب اول و البته در اطراف سمنان، گذشت! در استان، چون استاندار برادر یکی از بچه‌های وزارت بود، دستمان بازتر بود».

گورستان دزفول

شاهدی که توانسته بود از صحنه قتل‌عام در آخرین لحظات بگریزد، در گزارش مفصلی از جمله نوشته است: «در زندان یونسکو ۴۴ زندانی را به بهانه جابه‌جایی صداکردند، یک ساعت بعد به هر کدام یک کفن دادند و گفتند آنها را بپوشید. سپس آنها را به خارج شهر برده و همه را کشتند و به‌صورت جمعی دفن کردند».

گورستان زنجان

یک شاهد از زندان زنجان چنین نوشته است: «۳۰مرداد ۱۳۶۷ شب تاسوعا بود. یکی از پاسداران که کاغذی دستش بود جلو آمد و گفت اسامی که میخونم سریع آماده شن: علیرضا معبودی، خلیل توتونچی، قدرت ولی محمدی، سعید محمدی، رضا اکرامی نقش، محجوبی، جواد ارشدی، داوودی، سعید مسعودی، مسعود مسعودی، محسن میرزایی، فرج نبوی، حسن فضلی، کمال عتیقه چی، حریری، سجاد براری و… وسایلتونو جمع کنین میخوایم ببریمتون حلیم خوری.

دقایقی بعد پاسداران، با شتاب و قهقهه آنها را با ۳ مینی‌بوس به خارج از شهر بردند. زندانیان را به روستای حسن آباد در غرب زنجان برده و همانجا به رگبار بستند. بعد جنازه‌ها را به قبرستان بالای زنجان واقع در خیابان دباغ‌ها منتقل کردند».

نگهبان قبرستان درباره دفن اجساد این زندانیان گفته است: «شب دیدم ماشینهای زیادی وارد قبرستان شدند و در ۳نقطه گودال بزرگی کندند بعد با ۳ماشین جنازه‌ها را به گودال‌ها ریختند. من با فانوس جلو رفتم و گفتم چکار می‌کنید؟ آنها مرا از محوطه دور کرده و گفتند: «برو اتاقت و ضمنا چیزی هم ندیدی‌ها! بعد با ۳ماشین دیگر روی جنازه‌ها آهک ریختند. فردای آن شب تلخ به محل دفن این شهدا رفتم و دست یکی از این عزیزان را دیدم که با لباس بیرون از خاک است، کمی زمین را کندم و دست را زیر خاک گذاشتم. دست یک دختر بود».

خاوران گلستان

در گزارشی از قبرستان آق سیدمرتضی در استان گلستان چنین نوشته شده است:«… یکی از بچه‌هایی که منزلشان نزدیک گلستان بود، گفت دیشب سگ‌های ولگرد در محوطه گلستان زیاد بودند. همسایه‌ها می‌گفتند سگ‌ها که بوی خون شنیدند، شروع به کندن خاک کردند و به جایی رسیدند که به پیکر شهیدان نزدیک شدند و لباس و دست یک شهید را کندند.

از قبرستان آق‌سیدمرتضی صدای لودر می‌آمد. روز بعد رفتیم ببینیم آنجا چه خبر است. همین‌که وارد شدیم دیدیم درگوشه شرقی گورستان، یک محیطی به طول۳۰متر و عرض ۳ متر خاک‌برداری شده و خاک نامنظمی هم اطرافش ریخته‌اند».

گورستان ارومیه

برادر یکی از قتل عام شدگان در مورد نحوه قتل برادرش و قتل‌عام زندانیان ارومیه چنین نوشته است:

«مرداد ماه سال ۱۳۶۷ هوشنگ برادر کوچکترم را که فلج بود و مدت محکومیتش هم تمام شده بود، همراه تعدادی از زندانیان با ۲ مینی‌بوس از زندان ارومیه به بهانه انتقال به زندان تبریز خارج کرده و به تپه‌های اطراف دریاچه ارومیه بردند. در آن منطقه که از قبل تحت کنترل پاسداران قرار داشت تعدادی پاسدار با انواع آلات قتاله سرد از قبیل چاقو، قمه، چماق، تبر و ساطور منتظرشان بودند و زندانیان را در حالی که دست و پایشان را از قبل بسته بودند مورد حمله قرار داده و به‌معنای دقیق کلمه سلاخی کردند.

فریادهای زندانیان آن‌قدر بلند بود که برخی از روستاییان به آن منطقه سرازیر شدند اما پس از تهدید پاسداران مسلح از منطقه دور شدند. مدتی بعد از این جنایت هولناک به خانواده اطلاع دادند که برای گرفتن وسایل هوشنگ مراجعه کنند اما جرأت نکردند نحوه به‌شهادت رساندن زندانیان را بگویند. وقتی هم با اعتراض خانواده مواجه شدند گفتند خوب اگر منافق نباشد به بهشت می‌رود…».

گورستان مسجدسلیمان

شخصی که بطور اتفاقی در بیابانهای اطراف مسجدسلیمان جنایت و اعدام زندانیان سیاسی را شاهد بوده، در خاطراتش نوشته است:

«ما تو کوه بودیم اونا تو دشت بودن. حدود هشت و نیم صبح بود… هنوز هوا گرم نشده بود. ما رفته بودیم برای شکار. اون منطقه حدود ۶۰ کیلومتر از مسجدسلیمان فاصله داره. داشتم با دوربین نگاه می‌کردم که توجهم به دوتا ماشین باری جلب شد، اول فکر کردم سبزیجات بارشونه… ولی تعجبم این بود که این دو تا ماشین تو این دشت چی میخوان. دوربینو دادم به پدرم اونم دید مشکوک شد. بعد ماشین سومی هم رسید.

چند نفر اومدن پایین. چیزی شبیه یه ون نظامی بود. بعد در ماشینای باری رو باز کردن و از هر کدوم ۷–۸نفر پیاده کردن. بعد دیدم اینا افراد رو با چشم بسته دونه دونه میکنن داخل گونی! مونده بودیم که چیه! چرا اینارو آوردن وسط بیابون دارن زنده زنده میکنن تو گونی؟ یه چیزهایی مثل کیسه‌های بلند یا گونی بود که اونهارو کامل کردن تو گونی، در گونیارو بستن. بعد اونها رو یه جوری نشوندن و بعد شروع کردن تیراندازی. تو اون صحنه تیراندازی ما دیگه خشک شدیم… بعداً من متوجه شدم که اینار به‌خاطر این‌که خیلی راحت بتونن جابه‌جا کنن اول که هنوز جون داشتن گفتن برین تو گونی بعد درشو بستن بهشون تیراندازی کردن، بعد که تیراندازی تموم شد انداختن تو ماشینها هر سه ماشین هم به یه سمت رفتن و از هم دور شدن…».

گورستان گیلان

در گیلان حوالی رودبار و رشت و همچنین در جنگلهای صومعه‌سرا، زندانیان سیاسی را در یک گودال بزرگ تیرباران کرده و سپس همانجا دفن کردند.

گورستان اهواز

زندانیان سیاسی قتل عام شده از مرد و زن در اهواز در گورهای جمعی در «منطقه پادادشهر» دفن شده‌اند.

گزارش عفو بین‌الملل از تخریب گورهای جمعی زندانیان سیاسی

این گورهای جمعی دائما تحت نظر نیروهای امنیتی هستند که نشان می‌دهد ارگانهای قضایی، امنیتی و اطلاعاتی در روند تصمیم‌گیری در مورد تخریب این مزارها مشارکت دارند.
در این گزارش تأکید شده که برای جمع‌آوری اطلاعات مورد نظر در فاصله بین آبان۱۳۹۴و دی ۱۳۹۶با ۲۸زندانی سابق و ۲۳نفر از اعضای خانواده‌های قتل‌عام شدگان مصاحبه‌ صورت گرفته و از عکسهای ماهواره‌های فیلمهای ویدئویی و عکسهای مختلف استفاده شده است.

این گزارش، با استناد به‌گفته‌های خانواده‌های قتل‌عام شدگان و همچنین عکسهای ماهواره‌ای، تخریب یا نابودی هفت خاوران ـ گور جمعی ـ از جمله در خاوران بهشت آباد اهواز، خاوران بهشت رضای مشهد، خاوران وادی رحمت در تبریز، خاوران تازه آباد رشت و همچنین در قروه در استان کردستان، گورستان خاوران در تهران و محل دادگاه سابق انقلاب در سنندج به دست مقامات رژیم ایران را در فاصله سالهای ۱۳۸۲و ۱۳۹۶مستند کرده است.

سخن پایانی

آنچه از نظر شما گذشت، تنها گوشه هایی از جنایتهای حاکمیت ولایت در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ است. چه بسیار گورهای بی نام و نشان در گوشه و کنار ایران که هرگز کسی از وجود آنها خبردار نشد و چه بسیار جنایت هایی که هرگز پرده از روی آنها برداشته نشد و هیچ شاهدی از آنها زنده بیرون نیامد و چه بسیار گورهای جمعی دیگری که هنوز کسی از آن مطلع نیست.

بی تردید قتل عام سال ۶۷ و جنایت های صورت گرفته در این تاریخ یک نسل کشی تمام عیار است که بعنوان جنایت علیه بشریت توسط ارگان بین المللی حقوق بشر ثبت شده و بعنوان فجیع ترین و گسترده ترین جنایت و نسل کشی پس از جنگ دوم جهانی معرفی شده است و آثار و پیامدهای آن قطعا ویرانگری بیشتر از خود قتل عام ها در بین خانواده آنها و مردم ایران داشته است.

از اینرو وظیفه عمومی کلیه فعالان حقوق بشری، نهادها و ارگانهای حقوق بشری بین المللی است، تا عاملان و آمران این جنایت در برابر عدالت قرار بگیرند و ابعاد جنایت در دادگاههای بین المللی قرار بگیرد. به این ترتیب از تکرار چنین جنایت هایی ممانعت بعمل خواهد آمد و دست دولتهای حاکم از نسل کشی مردم خود و زندانیان محبوس در زندانها، برای همیشه بسته خواهد شد و همچنین درد و رنج و آلام دهها ساله خانواده عزیزان قتل عام شده، تسکین خواهد یافت.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

خروج از نسخه موبایل