عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران است! – پیام زندانی سیاسی هاشم خواستار

هاشم خواستار، مردی از تبار مردانگی و دیار شرافت

هاشم خواستار، مردی از تبار مردانگی و دیار شرافت

پیام زندانی سیاسی سید هاشم خواستار از زندان وکیل آباد مشهد

کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱، پیام زندانی سیاسی هاشم خواستار را تحت عنوان «عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران است!» منتشر میکند.

زندانی سیاسی سیدهاشم خواستار در پیام خود از زندان وکیل آباد مشهد، که در چندین بخش و قسمت تنظیم شده است، به موضوعات اساسی و پایه ای در وضعیت جامعه و انقلاب ایران پرداخته است.

آقای هاشم خواستار در بخشی از پیام خود نوشته اند:‌ «هیچ شکی نباید کرد که باطل از بین رفتنی است. این وضعیت اسفناک کشور وملت نمی‌تواند ادامه پیدا کند و انقلاب آزادی بخش در راه است.»

آقای خواستار در قسمتی از این پیام درخصوص کلمه «منافق» که بارها به ایشان نسبت داده شده، توضیح دادند که چه کسی در حقیقت منافق است. ایشان از جمله در این خصوص نوشته اند:‌ « ملت قهرمان ایران! من می‌گویم ملت باید همه کاره باشد، ولی آقای خمینی و خامنه ای همانطور که می بینید و عمل کرده و می‌کنند می‌گویند آخوند باید همه کاره باشد و ملت از آخوند پیروی کند. آن وقت من منافقم؟ بله، ملت بعد از ۴۴ سال قضاوت می کند که چه کسی منافق و چه کسی راست و حقیقت است و چه کسی باید زندان باشد!!»

زندانی سیاسی هاشم خوستار در پایان پیام خود تاکید کردند: « روشنفکران ایران با هر ایده‌ای چه کمونیست و چه لیبرال، چه مسلمان و چه بی دین، ملی گرا و آزادی خواه و دموکراسی خواه شده اند. همه به این نتیجه رسیدند که دین یک مسئله شخصی است که باید در خانه یا در مسجد باشد و هیچ دخالتی در دولت نداشته باشد. ملت ایران بیماری کشور که استبداد دینی است را شناخته و درمان آن که آزادی و دموکراسی باشد را نیز شناخته است. اکنون به زودی این حکومت سرنگون و ایران صاحب حکومت سکولار خواهد شد و راه ترقی و پیشرفت را به سرعت طی خواهد کرد.»

متن کامل پیام زندانی سیاسی هاشم خواستار که نسخه کاملی از آن بدست کانون حقوق بشر ایران رسیده از این قرار است:

عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران است!
هاشم خواستار

آخوندها و آخوند نماها! با پول ملت تیشه به ریشه ملت میزنید. به زودی ملت ریشه شما را خواهد زد!

لشکر گرسنگان در راه و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران است.

در سال ۹۸ که در اطلاعات بازداشت بودم به خانه تلفن می کردند که ساعت چند به ملاقاتم بیایند. یک نوبت که اطلاعات تلفن می زند فرصت نبوده و همسرم با دو نوه ام که در خانه بودند به دیدن من آمدند. با درسهایی که همسرم به نوه کوچکم که ۵ سال داشت داده بود مرتب میگفت من شما را اندازه دریاها ستاره ها دوست دارم.

من هم با سفارش همسرم بیشتر از معمول او را بوسیده و نوازش میکردم. نوبت دیگر فرزندانم هر کدام جداگانه با وسیله نقلیه خود و در ساعت مقرر به دیدنم آمدند. هر زمان که با نوه کوچکم شوخی کرده و حرف میزدم گوش‌هایش را با انگشتان دست میگرفت که حرف هایم را نشنود. پدر و مادرش می گفتند در ماشین خوابش برده بود و بد خواب شده که ناراحت است. این کودک هیچگونه تصوری از زندان ندارد که زندان و آن هم سلول انفرادی چگونه جایی است.

اطلاعاتی ها و پاسداران و قضات یعنی مجریان دستورهای آخوندها همچون همین کودک هیچگونه تصوری از فقر و فلاکت ملت ندارند. چون خودشان در رفاه هستند. در این مقاله می خواهم از اطلاعاتی ها، پاسداران و قضات که نگهبان و مجری دستورات آخوندها هستند و کشور را به روز سیاه نشانده اند بگویم تا شاید سطح شان به کودک ده ساله برسد!

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت درانتظار دشمنان آزادی ملت ایران

۱- برجام بی برجام

کاریکاتوریست ها کجایند که داخل دهان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران پستانکی گذاشته اند که راحت بخوابد و برجام برجام نکند. ام الفساد خاورمیانه آخوندهای حاکم بر ایران هستند. اروپا بدون نفت و گاز ایران و روسیه زمستان را به پایان خواهد رساند و روسیاهی برای زغال یعنی دیکتاتور های ایران و روسیه آقایان خامنه ای و پوتین باقی خواهد ماند.

اینکه می‌گویند به زودی اقتصاد اول جهانی چین خواهد شد و حرف اول را در آینده نزدیک چین و روسیه خواهند زد بسیار اشتباه و تبلیغات کشورهایی مثل ایران است. بر فرض هم چین و روسیه از نظر اقتصادی از آمریکا و اروپا پیش بیفتند یک کالای بسیار اساسی به نام دموکراسی که ملت ها خواهان آن هستند ندارند و غرب دارد و اتفاقاً ملت های چین و روسیه و اقمار آنها شدیداً خواهان آن هستند.

مردم دنیا تجمع دانشجویان دموکراسی‌خواه چینی در میدان «تین آن من»( صلح آسمانی) را در مه ۱۹۸۹ فراموش نمی کنند که دولت چین آن را به خاک و خون کشید. دو کشور چین و روسیه و اقمار آنها هر کدام یک انقلاب آزادی بخش برای رسیدن به آزادی و دموکراسی در پیش دارند.

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران

۲- همه ما را می کشند

اطلاعات آخوندی و ساواک شاه دو روی یک سکه هستند. ساواک نگهبان دیکتاتوری شاه بود و اطلاعات نگهبان دیکتاتوری آخوندی است. در آن سلول انفرادی و در آن بازجویی های پلید و زشت از بچه بازجو حرفهای بسیار شنیده ام که هنوز نقل نکرده ام و کسانی دیگر نیز از ماموران اطلاعات از جمله میثم شنیده‌اند اگر اینها یا آنها بیایند همه ما را می کشند.

ملت قهرمان ایران این جمله کوتاه چقدر گویا و بیان همه حقایق و همه چیز هست! مگر ملت ایران حداقل از یکصد و پنجاه سال پیش آزادی را فریاد نکرده است.؟ آن مجلس اول انقلاب مشروطیت که ۱۱۶ سال پیش تشکیل و مظفرالدین شاه افتتاح کرد از تمام مجالس بعد از انقلاب ۵۷ مترقی تر بود. آقای بچه بازجو! آقای میثم! این حکومت دیکتاتوری آخوندی ایران را به عصر ناصرالدین شاه برده است. نبود این مجلس بهتر از وجود آن است.

نوشته های من و امثال من حرف حق است که چنین خریدار دارد و شما ما را به زندان انداخته اید تا شاید فریاد آزادی خواهی ما را خاموش کنید و به تبع ملت نیز ما را فراموش کند .آقای بچه بازجو ،آقای میثم! چرا تو مامور اطلاعات حکومت منتخب مردم نباشی که دولت‌های مختلف حزبی بیایند و بروند و به حال تو فرق نکند و در آخر بازنشسته و عمر یکصد و بیست ساله و نوه و نتیجه را نیز ببینی و آنها را عروس و داماد کنی؟ آقای بچه بازجو! آقای میثم! حداقل ۷ بازجویی در اداره اطلاعات دارم.

اولی در سال ۶۹ را با آخرین آن در سال ۱۴۰۰ در کنار هم بگذار تا ببینی که این نهال آزادی در این مدت چقدر رشد کرده و شما ها دست و پای مذبوحانه میزنید که جلوی رشد این درخت انقلاب آزادی بخش را که به زودی ثمره و میوه خواهد داد بگیرید. به خودتان بیایید و یقه آقای خامنه ای را بگیرید و بی تعارف بگویید ما را به کجا میبری؟ تا فتح مکه نیامده جبران کنید.

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران

۳- صلوات یا غرق در زیر تُف؟!

در شهریور سال ۸۳ نمایندگان تشکل های صنفی فرهنگیان برابر روال چرخشی در شهر رشت جمع و با جو امنیتی بسیار سنگین بیانیه بسیار تند و تیزی دادیم.

در برگشت به شهرهایمان اکثرا دستگیر و زندانی شدیم. چون قرار بود دوره بعدی جلسه در خانه شخصی من در مشهد برگزار شود بعد از سه روز بازجویی بازداشت شدم و تقاضای لغو نشست بعدی در مشهد را به هیچ وجه قبول نکردم. بعد از ۸ روز در سلول انفرادی همراه با بازجویی‌های سنگین با وثیقه آزاد شدم. روی دیوار سلول ۱۱ خط کشیده و نوشته شده بود جرم بوق زدن با خودرو. گفتم برای بوق زدن ۱۱ روز انفرادی بوده پس من هر زمان یک سال تمام شد یک خط میکشم.

بعد از آزادی یکی از همکاران گفت چرا خودت را به خاطر دیگران به دردسر می اندازی؟ هیچکدام از همکاران اقدامی برای آزادی ات نکردند. گفتم یک سوال دارم. گفت بفرما. گفتم آیا همکاران قلبا با من بودند؟ گفت قلبا همه با شما بودند. گفتم همین مرا بس است.

باز در سال ۹۰ که بعد از اتمام دو سال و اندی حبس با وثیقه آزاد شدم با همسرم به پارک ملت رفتیم. ۵ ،۶ نفر هم سن و سال من که آن‌ها را نمی شناختم از روی نیمکت بلند شده و بسیار گرم احوالم را پرسیدم و گفتند ما معلم بازنشسته هستیم چون کاری برای شما نمی‌توانستیم انجام دهیم هر روز یک صد صلوات برای سلامتی شما می فرستادیم. تشکر کردم.

آقایان قضات در حکومت اسلامی چه احکامی صادر می کنید که من مجرم از نظر شما مورد احترام کل جامعه و به خصوص جامعه فرهنگیان قرار می گیرم؟ اگر در یک مکان عمومی از من مجرم امنیتی به قول شما نه مجرم و زندانی سیاسی و شما قضات صدور احکام حبس و اعدام دعوت کنند که مردم نظرشان و هدیه شان را به ما بدهند چه پیش خواهد آمد؟ مسلماً اینجانب را گلباران و از من قدردانی کرده و شما قضات جمهوری اسلامی را زیر تُف غرق و لعن و نفرین خواهند کرد.

شما قضات حق را به باطل داده اید که کشور به این روز سیاه افتاده است. شما حق را با آقای خامنه ای سنجیده اید. چه کسی گفته که راه و دستور و عملکرد آقای خامنه ای حق است؟ اگر راه و رسم آقای خامنه ای حق بود که ملت چنین مفلوک نبود. تصورش را کرده‌اید یک روزی که آن روز دیر نیست باید جوابگوی احکام ظالمانه تان باشید؟ همسرانتان از شما گریزان و بچه هایتان فامیل شان را عوض خواهند کرد که ما چنین پدری نداشته‌ایم. آقایان قضات! زمانی که مرا محاکمه کرده اید گفته اید که چرا این را گفته اید چرا این را نوشته اید؟

آقایان قضات! در کشورهای آزاد و دموکراتیک که ما آزادی‌خواهان مدافع و مدعی آن هستیم به این می‌گویند آزادی بیان و هیچ جرمی نیست. آقایان قضات! ما آزادیخواهان نه تنها الگو داریم (بزرگترین دموکراسی دنیا هندوستان که پنجمین قدرت اقتصادی جهان شده) بلکه برای پیشرفت و ترقی و رفاه جامعه که از تورم و گرانی و طلاق و اعتیاد و فحشا و فساد و دزدی و بیکاری و… بیرون بیاید طرح و برنامه داده و می دهیم و شما ما را به همین خاطر زندان می کنید. آقایان قضات! می دانید چه خانواده هایی را فقط به خاطر اینکه حق را به باطل داده‌اید نابود کرده‌اید؟ آقایان قضات؟ خانواده هایی را نابود کرده اید که فقط همچون شما فکر نکردند.

چهارمین سال است که مستمر در زندان و ستاره های آسمان را ندیده ام. آیا وضع رژیم و مردم بهتر شده است؟ در زندان خامنه ای خدا را شکر می کنم و شاد و خوشحالم که خداوند چنین اراده و قدرت تمیزی را به من داده تا بتوانم باطل را از حق که همان آزادی و دموکراسی باشد تشخیص و جدا کرده و به ملت قهرمان ایران ارائه دهم.

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران

۴- پاسدار آخوند یا پاسدار ملت

بیش از بیست سال است که پاسداران جرأت نمی کنند با لباس نظامی در بین مردم ظاهر شوند. چرا؟ چون یک فاصله بسیار عمیق بین آنها و ملت به وجود آمده است. بی تعارف بگویم این فاصله و جدایی تبدیل به نفرت شده است. تمام حکومت های دیکتاتوری و تمامیت‌خواه همیشه یک نیروی نظامی ویژه برای حفظ و بقای خودشان درست می کنند. حکومت شاه لشکر گارد شاهنشاهی داشت. آیا توانست خودش را حفظ کند؟

آقایان پاسدار! بارها نوشته و ثابت کردم که این حکومت دیکتاتوری و فاشیستی نه تنها دشمن مردم بلکه دشمن همان دین هم هست. در ابتدای انقلاب آقای خمینی که به قول خودش هنوز ذاتش را نشان نداده بود به بازرگان سفارش کرد که دولتش یک دست از نهضت آزادی که او دبیرکلش بود نباشد، بلکه جامع و تمام احزابی که در انقلاب شرکت داشتند را در بر گیرد. بازرگان، بازرگان مجری حکم قرآن همراه با دکتر یدالله سحابی و دیگران مورد غضب آقای خمینی، و لیبرال( در آن زمان لیبرال از هر فحشی بدتر بود.) خانه نشین شدند.

صادق قطب زاده از شورای انقلاب اولین رئیس رادیو و تلویزیون اعدام شد. آیت الله شریعتمداری که در سال ۴۲ نجات دهنده آقای خمینی از اعدام و حبس بود مضروب و خانه نشین و ازدرمان سرطانش محروم شد تا مرد. مهندس عباس امیر انتظام معاون بازرگان به حبس ابد محکوم شد. دکتر کریم سنجابی وزیر خارجه و دبیرکل جبهه ملی «مرتد» نامیده و خانه‌نشین شد. مهندس سحابی عضو شورای انقلاب و رئیس سازمان برنامه و بودجه وابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت بارها به زندان افتاده و خانه نشین شدند.

داریوش فروهر دبیرکل حزب ملت ایران و وزیر کار دولت موقت همراه با همسرش پروانه اسکندری توسط اطلاعات به طرز فجیع در خانه شان به قتل رسیدند. دکتر کاظم سامی وزیر بهداری دولت موقت و دبیرکل حزب جاما توسط باند احمدی‌نژاد در مطبش به قتل رسید. بنی صدر وزیر دارایی دولت موقت و اولین رئیس جمهور از کشور فراری شد و هزاران دلیل دیگر که آقایان پاسدار! شما پاسدار حکومت دیکتاتوری آخوندی هستید نه پاسدار اسلام و ملت.

بیش از ۵۰۰ هزار آخوند و مجتهد و حجت الاسلام و آیت الله و هزاران دکتر و استاد دانشگاه و صدها ایدئولوگ رنگارنگ همچون پروفسور رحیم پور ازغدی و شهریار زرشناس نمی توانند جواب یک معلم بازنشسته را بدهند و او را به زندان انداختند و در زندان بسیار مواظب و مراقب هستند که مبادا صدایی و یا نوشته ای از او بیرون رود. آخر این چگونه حکومت اسلامی است که آخوند جرأت نمی‌کند با لباس در بین مردم ظاهر شود و اگر دیده شود تا به خانه برسد باید صدها فحش بشنود؟

پاسدار جرأت نمی‌کند با لباس در بین مردم دیده شود. اطلاعاتی جرأت نمی‌کند که در بین مردم از رژیم دفاع کند. قاضی جرات نمی کند حکمش را به متهم و مجرم سیاسی و بقول رژیم مجرم امنیتی داده و در بین مردم از قضاوتش دفاع کند.

این حکومت اسلامی و خدایی و الهی است یا حکومت شیطانی است؟! هیچ شکی نباید کرد که باطل از بین رفتنی است. این وضعیت اسفناک کشور وملت نمی‌تواند ادامه پیدا کند و انقلاب آزادی بخش در راه است. آن وقت شما پاسداران و آخوندها در میان ملت آزاد شده از غل و زنجیر آخوند چه کار خواهید کرد؟ چه حالی خواهید داشت؟ تا دیر نشده جبران کنید و نشان دهید که پاسدار ملت هستید. البته آنهایی که خودشان را نشان دهند که پاسدار ملت ونه پاسدارآخوند بوده‌اند در بین ملت سرافراز خواهند بود.

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران

۵- چه کسی منافق است؟

همسرم به دفاع از من یک ویس( صدا ) چند دقیقه‌ای تهیه که دوستداران آزادی و دموکراسی در فضای مجازی پخش و منتشر می کنند. یکی از ماموران اطلاعات متنی را در خصوصی ایشان گذاشته و اعتراض کردند که چرا نگفته اید اتهام اول همسرتان منافق بودن است؟ همسرم جواب داده که شما حکم قاضی را نداده اید منتشر کنم. حالا اگر اجازه می دهید متن شما را که برام گذاشته اید منتشر کنم، که سکوت کرده و جواب ندادند.

اکنون با معیارهای خودشان می‌خواهم ثابت کنم که چه کسی منافق است. قرآن می گوید منافق افرادی هستند که حرف و زبانشان با عملشان یکی نیست. چه کسی حرف و زبانش با عملش یکی نبود و اقرار کرد که خدعه کردم و خودش و پیروانش ملت و کشور را به این روز سیاه انداختند؟

الف – آیا من منافقم یا آقای خمینی که گفت حکومت ما همچون همین حکومت فرانسه خواهد بود؟ حکومت فرانسه از دموکراتیک ترین حکومت های جهان و حکومت ایران از خفقان آور ترین و مستبد ترین حکومت های جهان است. آقای خامنه‌ای در ادامه حکومت آقای خمینی به احزابی همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت که یک عمر درراه بقای جمهوری اسلامی خدمت کرده اند نیز رحم نکرده و آنها را منحل کرد.

ب – آیا من منافقم یا آقای خمینی که گفت روحانیآن جایشان مسجد است، درحالیکه در این ۴۴ سال تمام پست های کلیدی و حساس را روحانیان داشته‌اند؟ که آخرینش آقای خامنه‌ای پست ریاست جمهوری را به آیت الله قتل عام عامل قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ داده که بقول همان دوستانشان ۶ کلاس سواد بیشتر ندارد!

ج- آیا من منافقم یا آقای خمینی که گفت هم دنیای شما را آباد می کنم و هم آخرت شما را؟ این دنیا که به غیر از یک عده از نزدیکان آقای خمینی و خامنه ای آباد نشده و برای مردم ایران جهنم شده و آن دنیا هم که حضرت علی می گوید الدنیا مزرعه الاخرة و بر این اساس آن دنیا هم جهنم خواهد بود. من منافقم یا آقای خمینی که گفت در حکومت آینده مارکسیست ها نیز آزادند؟

همانطور که در بحث پاسدار آخوند و یا پاسدار ملت آوردم آقای خمینی بعد از آن که پایه های قدرتش را محکم کرد اکثر هیئت دولت موقت به نخست وزیری بازرگان را اعدام و یا زندان و یا فراری و یا خانه نشین کرد. این ها که مجری حکم قرآن و مجری دستورات آقای خمینی بودند چنین سرنوشتی پیدا کردند. مارکسیست ها که جای خود را داشته و دارند.

د – من منافقم یا آقای خمینی و خامنه ای که در این ۴۴ سال با این همه ثروت های ملی و خدادادی آب خوش از گلوی مردم پایین نرفته است و ملت و کشور در جنگ و کشتار و تورم و بیکاری و اعتیاد و طلاق و فساد و دزدی و تجاوز و فقر و فلاکت می سوزد؟

فریاد میزنم که آهای ملت! اگر فرانسه یک قدرت بزرگ جهانی شده به سخنان ولتر، ویکتور، هوگو و … عمل کرد. اگر هندوستان پنجمین قدرت جهانی شده به سخنان گاندی و نهرو عمل کرد. اگر آفریقای جنوبی اقتصاد برتر آفریقا شده به سخنان ماندلا عمل کرد.

همه این کشورها در چارچوب آزادی و دموکراسی عمل کرده‌اند که به این درجه از پیشرفت رسیده اند. بارها فریاد زده و میزنم که اگر ایران به این روز سیاه افتاده است چون به سخنان آقای خمینی و خامنه ای که همان دیکتاتوری و استبداد سیاه دینی باشد عمل کرده اند. یک معلم بازنشسته با ۷۰ سال سن جز سعادت ملت ایران و پیشرفت و ترقی کشور که از راه آزادی و دموکراسی به دست می آید، چه میخواهد؟ آن وقت منافق است؟

ملت قهرمان ایران! دوست دارم همچون تمام کشور های آزاد و دموکراتیک که ملت ها همه چیز دارند شما همه چیز داشته باشید. آن وقت من منافقم؟

ملت قهرمان ایران! من می‌گویم ملت باید همه کاره باشد، ولی آقای خمینی و خامنه ای همانطور که می بینید و عمل کرده و می‌کنند می‌گویند آخوند باید همه کاره باشد و ملت از آخوند پیروی کند. آن وقت من منافقم؟

ملت قهرمان ایران! من بارها و به صورت شفاف و روشن عقایدم را بیان کرده ام. دموکراسی یعنی تمام احزاب و سازمان ها و گروه ها و اشخاص و ان جی او ها و رسانه ها و … آزاد باشند تا مردم خودشان انتخاب کنند. از یک باغ سیب چند میوه کرمو را برای مردم نمی آورند، بلکه ملت باید خودش بهترین ها را از باغش انتخاب کند. آن وقت من منافقم؟ بله، ملت بعد از ۴۴ سال اسلام ناب محمدی شما آخوند ها را دید و خوب قضاوت می کند که چه کسی منافق و چه کسی راست و حقیقت است و چه کسی باید زندان باشد!!

آهای عوامل مزدور حکومت سیاه دیکتاتوری دینی! ملت ایران و جهانیان حکومت آخوندی ایران را غیرقانونی و نامشروع و تروریست می شناسند و اینجانب را یک معلم زندانی سیاسی که برای آزادی و دموکراسی ملت قهرمان ایران مبارزه می کند می شناسند.

لشکر گرسنگان درراه است وعدالت درانتظاردشمنان آزادی ملت ایران

۷- محصول حکومت آخوندی نه ی بزرگ به آشتی اسلام و دموکراسی

بعد از انقلاب کبیر فرانسه طی فرایندی تکاملی حدود ۱۲۰ سال طول کشید که مردم فرانسه دین را کاملا از حکومت جدا و دولت سکولار به وجود آوردند. در ایران نیز بعد از انقلاب مشروطیت همان حدود یکصد و بیست سال طول می‌کشد که به یک حکومت کاملاً سکولار برسیم. در این نوشته به اجمال و بسیار خلاصه روند رسیدن به حکومت سکولار در ایران بیان می شود.

مظفرالدین شاه مدت کوتاهی بعد از امضای مشروطیت فوت کرد. محمدعلی شاه وارث تاج و تخت از همان ابتدا بنای مخالفت با مشروطه را گذاشت. محمدعلی شاه برای ایجاد تفرقه و دودستگی در بین روحانیت حکومت مشروعه را به جای مشروطه پیشنهاد داد. شیخ فضل الله نوری که در ابتدا با آیات بهبهانی و طباطبایی هم پیمان و هم قسم شده بود که از حکومت مشروطه دفاع کند جدا شد و به حمایت از محمدعلی شاه و حکومت مشروعه برخاست.

جنگ بین محمد علی شاه و شیخ فضل الله نوری و حامیانش از یک طرف و آیات بهبهانی و طباطبایی و ستار خان و باقر خان و سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنکابنی و حامیانشان از طرف دیگر در گرفت که منجر به شکست و تبعید محمدعلی شاه و اعدام شیخ فضل الله شد. در این زمان رضاخان در سپاه محمد علی شاه با مشروطه خواهان می‌جنگید. شیخ فضل الله نوری چنان در بین روحانیت و توده مردم منفور بود که حتی یک نفر تقاضای عفو و تخفیف مجازاتش را نکرد. زمان زیادی از پیروزی مشروطه خواهان نگذشته، جنگ جهانی اول شروع میشود.

در جنگ جهانی اول دخالت های روس و انگلیس برای مقابله با حکومت عثمانی در ایران بیشتر می شود. حکومت عثمانی متحد آلمان نیز برای مقابله با روسیه نیروهایش را از غرب وارد ایران می کند. ارتش انگلیس مقدار زیادی از غلات داخل کشور را که همزمان شده با خشکسالی خریداری می‌کند. بزرگترین اشتباه تاریخی دولت مشروطه خلع سلاح مجاهدین بعد از پیروزی بر محمد علی شاه است. هنگام خلع سلاح تیری به پای ستارخان خورد که در اثر همین زخم ستارخان شهید می شود. من هنوز درد و سوزش آن تیر را در پایم احساس می کنم.

حضور قوای روس و انگلیس و عثمانی در کشور و قحطی و نبود یک ارتش قوی و قدرتمند ایران را ناامن می کند. با حمایت انگلیس زمینه برای کودتای رضاخان آماده می شود. عثمانی در جنگ اول جهانی شکست خورده و کمال پاشا تلاش می‌کند که مستعمراتش را رها و سرزمین اصلی یعنی ترکیه امروز را نجات دهد و موفق میشود و دیگر نه توان و نه لزومی دارد که در ایران دخالت کند.

روسیه هم با انقلاب بلشویکی دیگر در ایران دخالت نکرده و یا دخالتش کم میشود. رضاخان حکومت دیکتاتوری خشنی به وجود آورده و تمام دستاوردهای مشروطه را از بین برده و تنها ظاهری از آن باقی میگذارد. مشهور است که به مجلس شورای ملی همیشه طویله مجلس میگفت. با شروع جنگ جهانی دوم رضاخان تصور می‌کند که آلمان با پیروزی های سریعی که داشته برنده جنگ خواهد شد و به آلمان ها نزدیک می شود.

روسیه از شمال و انگلیس از جنوب ایران را اشغال کرده و رضا شاه را به تبعید می فرستند. بعد از خلع رضا شاه در شهریور ۱۳۲۰ با ذکاوت محمدعلی فروغی محمد رضا فرزندش شاه شده و با ترفند از جمهوری شدن ایران توسط متفقین جلوگیری می کند. مشروطه مجدداً در ایران برقرار می شود.

بهترین دوران مشروطه نخست وزیری مصدق از سال ۱۳۳۰ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲می باشد. در این دوران مصدق با تز این که در حکومت مشروطه شاه باید سلطنت کند نه حکومت اجازه نمی‌دهد که شاه و دربار در امور دولت دخالت کنند. انگلیس با ملی شدن نفت که منافع نامشروع اش از بین میرود سخت دشمن مصدق می شود. حزب توده که وابسته به شوروی است با تظاهرات گاه و بیگاهی قدرتش را به نمایش می گذارد. آمریکا از قدرت گرفتن حزب توده نگران می شود که مبادا ایران به اردوگاه شوروی سقوط کند.

انگلیس از طریق عواملش به روحانیت و در رأس آن آیت الله کاشانی نزدیک شده و القا می‌کند که ایران با این روند به زودی کمونیستی شده و دین و روحانیت کاملاً از بین خواهد رفت. آمریکا و انگلیس با کمک نیروهای مرتجع شاه و دربارش و ارتجاع روحانیون به رهبری آیت الله کاشانی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر علیه حکومت ملی و آزاد و دموکراتیک دکتر محمد مصدق موفق به کودتا می شوند.

کودتاگران به دستور شاه و نخست وزیر سرلشکر زاهدی تعداد زیادی از جمله دکتر سید حسین فاطمی را اعدام میکنند. مصدق به زندان افتاده و سپس تا آخر عمر به روستای احمدآباد تبعید می‌شود. بسیاری نیز زندان و یا خانه نشین و یا فراری از کشور می‌شوند. یک جو پلیسی و خفقان شدید در کشور به وجود می آید. اخوان ثالث شرایط بعد از کودتای ۲۸ مرداد را در شعر(سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است) به خوبی نشان داده است.

در این زمان تصور می‌شد که کمونیست ها در شوروی بسیار موفق و بلوک شرق بهشت روی زمین است. از طرفی دموکراسی غرب که بیشتر خودش را در آمریکا و اروپای غربی نشان میداد به خاطر استعمار بسیاری از کشورها از جمله ویتنام که با فرانسه و بعداً با آمریکا برای استقلالش جنگید و همینطور الجزایر که برای استقلالش با فرانسه جنگید و هندوستان که تازه از انگلیس به استقلال رسیده و در وضعیت بسیار فلاکت باری بود و کودتاهای مختلف توسط آمریکا و ….وهیچگونه جاذبه‌ای برای مردم ایران نداشت.

عصر ما عصر ایدئولوژی (لیبرالیسم و کمونیسم اگزیستانسیالیسم و….) وایدئولوژی سازی بود. گروهی از ملی‌گرا های مسلمان برای اینکه جوانان به دامن کمونیسم نیفتند به فکر ساختن ایدئولوژی از اسلام افتادند. سید جمال الدین اسدآبادی در ایران و سید قطب در مصر با کتاب‌های متعددش از جمله کتاب عدالت اجتماعی در اسلام نطفه اولیه را به وجود آورده بودند.

در این زمان در ایران مهندس بازرگان با کتاب های متعددش از جمله راه طی شده، آیت الله طالقانی با کتاب اسلام و مالکیت، دکتر شریعتی با کتابهای متعددش و به خصوص کتاب اسلام شناسی، بنی صدر با کتاب اقتصاد توحیدی و آقای خمینی با کتاب حکومت اسلامی و در خارج از ایران آیت الله صدر با کتابهای اقتصاد ما و فلسفه ما و امام موسی صدر با کتاب اقتصاد در مکتب اسلام همه به غیر از آیت الله خمینی تلاش کردند که از اسلام ایدئولوژی ای بسازند که با دموکراسی سازش داشته و تضاد نداشته باشد.

انقلاب ایران به رهبری آقای خمینی به پیروزی رسید. آقای خمینی تمام دوستانی که او را قبل از پیروزی انقلاب همراهی کرده بودند را اعدام و زندان و خانه نشین کرد و یا از کشور فراری داد. چرا؟ فقط به خاطر اینکه با استبداد و دیکتاتوری آقای خمینی و به طور کلی استبداد آخوندی و یا هر استبداد و تحت هر عنوانی مخالف بودند. تنها کسانی که می توانستند از دیکتاتوری خمینی جلوگیری کنند یکی دکتر شریعتی بود که قبل از انقلاب به صورت مشکوک مرد و دیگری آیت الله طالقانی که به صورت مشکوک مدت کوتاهی بعد از انقلاب مرد.

چگونه رهبری به آیت الله خمینی رسید؟ باید بگویم که آقای خمینی از اعدام شیخ فضل الله نوری که در آن زمان حدود ۷ ساله بود درس گرفت و تقیه کرد و خودش بعد از انقلاب اقرار کرد که واقعاً خدعه کرده است. زمانی شکارچی بودم. پرنده ای را شکار کردم که دیدم پشت بوته ای افتاد. زمانی که پرنده را پیدا کردم دیدم عقاب مشغول خوردن آن است. این داستان رهبر شدن آقای خمینی!

با به قدرت رسیدن گورباچف در سال ۱۹۸۵ در شوروی و کنار رفتن پرده آهنین مردم دنیا فهمیدند که دیکتاتوری پرولتاریا روی دیگر سکه ی حکومت های دیکتاتوری است. جاذبه شوروی برای جوانان از بین رفت. جاذبه ایدئولوژی اسلامی هم با جنایات آقای خمینی در ایران از بین رفت. هیتلر زمانی ناامید و مایوس شد و تصمیم به خودکشی گرفت که گلوله های توپ متفقین به دیوار کاخش برخورد میکرد.

آقای خمینی با شکست در جنگ ایران و عراق که جام زهر را نوشید و از همان دق مرگ شد هنوز در توهم پیروزی اسلام است و به گورباچف نامه نوشته و او را از شکست کمونیسم نوید می دهد. دیکتاتورها همه از جمله آقای خامنه ای در توهم هستند. آقای خمینی و خامنه ای با دیکتاتوریشان بزرگترین خدمت را به سکولاریسم کردند. غرب به رهبری آمریکا نظریه نظم نوین جهانی را مطرح کرده که جهان به سمت دموکراسی رفته و خواهد رفت.

روشنفکران ایران با هر ایده‌ای چه کمونیست و چه لیبرال، چه مسلمان و چه بی دین، ملی گرا و آزادی خواه و دموکراسی خواه شده اند. همه به این نتیجه رسیدند که دین یک مسئله شخصی است که باید در خانه یا در مسجد باشد و هیچ دخالتی در دولت نداشته باشد. ملت ایران بیماری کشور که استبداد دینی است را شناخته و درمان آن که آزادی و دموکراسی باشد را نیز شناخته است. اگر حکومت آقای خمینی به قدرت نمی‌رسید صدها سال زمان میبرد که به تدریج ایران یک دولت سکولار داشته باشد. ولی اکنون به زودی این حکومت سرنگون و ایران صاحب حکومت سکولار خواهد شد و راه ترقی و پیشرفت را به سرعت طی خواهد کرد.

لشکر گرسنگان در راه است و عدالت در انتظار دشمنان آزادی ملت ایران

سید هاشم خواستار، نماینده معلمان آزاده ایران

مهر ۱۴۰۱

مشهد، زندان وکیل آباد

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

خروج از نسخه موبایل