حمزه درویش؛ روایت ضرب‌وشتم و سه هفته پنهان‌کردن او در بهداری زندان لاکان رشت

حمزه درویش؛ روایت ضرب‌وشتم و سه هفته پنهان‌کردن او در بهداری زندان لاکان رشت

حمزه درویش؛ روایت ضرب‌وشتم و سه هفته پنهان‌کردن او در بهداری زندان لاکان رشت

حمزه درویش در پیامی از زندان لاکان رشت، جزئیات ضرب‌وشتم خود، شکستگی قفسه سینه، انتقال به بهداری و محرومیت از تماس و ملاقات با خانواده را شرح داده است

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ – حمزه درویش، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی رشت موسوم به زندان لاکان، در پیامی که روز چهارشنبه چهارم شهریورماه ۱۴۰۵ از این زندان منتشر کرده، جزئیات ضرب‌وشتم شدید خود در شامگاه ۱۲ مردادماه را شرح داده است.

او در این پیام می‌گوید پس از آنکه حاضر نشد با سعید قلی‌پور، رئیس زندان لاکان، و شماری دیگر از مسئولان زندان گفت‌وگو کند، با تهدید آنان روبه‌رو شد. به روایت حمزه درویش، ساعاتی بعد دو زندانی به نام‌های حسین پارسا و مهرشاد برادری به همراه چند زندانی دیگر در سالن هشت به او حمله کردند.

حمزه درویش نوشته است که شدت ضرب‌وشتم موجب شکستگی قفسه سینه سمت چپ و بیهوشی او شد و دیگر زندانیان وی را با برانکارد به بهداری انتقال دادند. او همچنین از نگهداری سه‌هفته‌ای خود در بهداری و سلول انفرادی، تلاش برای ازبین‌بردن آثار جراحات و جلوگیری از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده خبر داده است.

ضرب و شتم پس از انتشار فایل صوتی

پیش‌تر نیز اطلاعات رسیده از زندان لاکان نشان می‌داد که حمزه درویش پس از انتشار یک فایل صوتی انتقادی درباره عملکرد مسئولان زندان، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و به بهداری منتقل شده است. در آن مقطع، خانواده او از وضعیت جسمانی و محل نگهداری‌اش اطلاعی نداشتند و مسئولان زندان از ارائه توضیح روشن خودداری می‌کردند.

پیام تازه حمزه درویش، روایت مستقیم او از چگونگی وقوع این حمله، آسیب جسمی واردشده، اسامی افراد دخیل و اقدامات مسئولان زندان پس از انتقال او به بهداری است. متن کامل این پیام، بدون هیچ تغییر یا ویرایش، در ادامه منتشر می‌شود.

متن کامل پیام حمزه درویش از زندان لاکان رشت

پیام حمزه درویش از زندان لاکان رشت

با درود و سلام خدمت ملت شریف ایران من حمزه درویش زندانی سیاسی زندان مرکزی رشت لاکان هستم امروز چهارشنبه چهارم شهریور ماه ۱۴۰۵، مردم عزیز ایران می خواهم دلنوشته یا بهتر است بگویم رنج نامه‌ای از اتفاقی که مدتی قبل برایم در زندان لاکان رخ داده را به سمع و نظر شما برسانم. بعد از ظهر روز دوشنبه به تاریخ ۱۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ بود که رئیس زندان لاکان آقای سعید قلی پور و برخی دیگر از مسئولان زندان، به سالن ۸ نزد من آمده تا با من صحبت کنند اما من حاضر به صحبت با آنها نشدم چون که آنها انسان های خوبی نبوده و فاسد و پلید و دروغگو هستند. و به نظر من صحبت کردن با این گونه افراد خیانت در حق بشریت است. آنها وقتی دیدند که من حاضر به صحبت با آنها نیستم رفتند اما هنگام رفتن به من گفتند که کاری میکنیم که امشب خودت با پای خودت بیایی و با ما صحبت کنی. ساعت ۹.۳۰ دقیقه‌ی شب همان روز به تاریخ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ بود که دو زندانی مزدور و آدم فروش و مواد فروش و به قول معروف نور چشمی‌های رئیس زندان به اسامی حسین پارسا و مهرشاد برادری به همراه چند تن از دوستان معتاد خود من را صدا کرده و به خاطر صدا و ویسی که از ناکارآمدی رئیس زندان منتشر کرده بودم در وسط سالن ۸ شروع به ضرب و شتم من کرده و باز چندین نفر دیگر هم به آنها اضافه شده و به صورت کفتار گونه و لاشخور وار بر روی من ریخته و مرا شدیداً مورد ضرب‌وشتم قرار دادند، به گونه‌ای که از درد شکستگی قفسه سینه سمت چپ از هوش رفته و با برانکارد من را به بهداری زندان انتقال دادند. که در اصل می‌توان گفت مسئولین زندان به مدت سه هفته من را در بهداری و انفرادی زندان لاکان مخفی کرده و به زور سرم و آمپول خواستند کبودی‌ها و جراحتم را خوب کنند تا این‌گونه بر عمل ننگین و پلید خود سرپوش بگذارند.

آن ظالمان و ستمگران حتی تا به امروز که به سالن میثاق منتقل شده‌ام اجازه حق تماس و حق ملاقات با خانواده‌ام را هم به من ندادند.

مردم عزیز ایران، به خدا که من از این ضرب ‌و شتم‌ها ناراحت نیستم. من از این‌که قفسه سینه‌ام شکسته و نمی‌توانم خوب نفس بکشم ناراحت نیستم. من حتی از دست رئیس زندان که حکم و تکلیفش مشخص است ناراحت نیستم. من از این ناراحتم که یک انسان زندانی چگونه می‌تواند با انسان‌ نماهای شیطان‌صفتی همکاری کند که همین انسان‌نماها هر هفته هم‌بندی‌ها و حتی هم ‌اتاقی‌اش را از جلوی چشمانش صدا کرده و به پای چوبه دار برده و می‌کشند. در همین یک سال اخیر فقط بیش از ۴۵ نفر را در پای چوبه دار کشتند و طبق منبع موثق بیش از ۸۰ طناب دار جدید هم از تهران آمده است. آن‌ وقت نورچشمی‌های رئیس زندان برای داشتن اجازه حق فروش مواد مخدر هم آدم‌فروشی کرده و هم به صورت کفتاری آدم‌زنی می‌کنند. الحق این‌جاست که باید بگویم مرگ، ننگ و شرم بر شما باد که به صورت کفتارگونه در زندان زندگی می‌کنید و حتی جرات جنگیدن یک به یک یا دو به یک و یا حتی سه به یک را هم ندارید و اسم خود را مرد گذاشته‌اید.

بدانید که غیرت، جنم و مردانگی در شلوار شیرازی، سبیل و دستمال یزدی نیست، بلکه در جوهره وجود انسان نهفته است.

حال سؤال آخر این‌جاست؛ آیا مسئول، نهاد، ارگان و سازمانی جهت رسیدگی به این ضرب ‌و شتم‌های غیرانسانی و غیراخلاقی که از پیش تدارک و برنامه‌ریزی شده مسئولین زندان بود وجود دارد؟ با تشکر، من حمزه درویش زندانی سیاسی زندان مرکزی رشت (لاکان) هستم.

از تمامی رسانه‌ها هم به خاطر حمایت‌هایشان بی‌نهایت سپاسگزارم و درخواست می‌کنم این رنجنامه مرا اطلاع‌رسانی کنند باز هم تشکر میکنم.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

مسئولیت مستقیم  مقامات زندان در حفظ جان حمزه درویش

پیام حمزه درویش پرسش‌های جدی درباره نقش مسئولان زندان لاکان در فراهم‌کردن زمینه حمله، استفاده از زندانیان برای اعمال فشار بر دیگر زندانیان و پنهان‌کردن پیامدهای ضرب‌وشتم ایجاد می‌کند. مسئولیت حفظ جان و سلامت تمام زندانیان، بدون توجه به نوع اتهام یا محکومیت آنان، مستقیماً بر عهده مدیریت زندان و سازمان زندان‌هاست.

انتقال حمزه درویش به بهداری و سلول انفرادی برای مدت سه هفته، بدون اطلاع‌رسانی به خانواده و در شرایطی که او از شکستگی قفسه سینه و مشکل تنفسی سخن می‌گوید، نمی‌تواند جایگزین درمان مستقل و تخصصی باشد. محروم‌کردن او از تماس و ملاقات نیز نگرانی درباره استفاده از قطع ارتباط با خانواده برای جلوگیری از انتشار اطلاعات مربوط به این واقعه را افزایش می‌دهد.

اصول نقض شده در حفظ جان حمزه درویش

اصول ۲۲، ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی بر مصونیت جان و حیثیت اشخاص، ممنوعیت شکنجه و منع هتک حرمت زندانیان تأکید دارند. آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها نیز مسئولان زندان را موظف به حفظ امنیت، سلامت، کرامت و دسترسی زندانی به خدمات درمانی می‌کند. از منظر حقوق بین‌المللی نیز مواد ۷ و ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و قواعد نلسون ماندلا، هرگونه خشونت و رفتار غیرانسانی با افراد محروم از آزادی را ممنوع می‌دانند.

وضعیت جسمانی حمزه درویش باید بدون تأخیر توسط پزشکی مستقل بررسی شود و امکان تماس و ملاقات او با خانواده فراهم آید. همچنین نحوه وقوع ضرب‌وشتم، نقش افراد نام‌برده‌شده، تهدید پیش از حمله و چگونگی نگهداری سه‌هفته‌ای او در بهداری و انفرادی باید در یک روند مستقل و شفاف بررسی شود. مسئولیت هر آسیب بعدی به سلامت یا جان این زندانی سیاسی بر عهده رئیس زندان لاکان، مسئولان زندان‌های استان گیلان و سازمان زندان‌ها خواهد بود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک

خروج از نسخه موبایل