فهرست مطالب
۱۲ اردیبشهت مصادف با اول ماه می روز جهانی کارگر گرامی باد
به بهانه اول ماه می روز جهانی کارگر
وضعیت کارگران در ایران به دلیل سیاستهای غارتگرانه سران حکومت که دزدی، غارت، بیکفایتی و ناکارآمدی از ویژگیهای برجسته آن است به مراتب از سایر کشورها بدتر است. از زمان پیدایش و گسترش کارخانههای تولیدی و ورود جامعه بشری به دوران سرمایه داری، طبقه کارگر پا به عرصه تاریخ نهاد. از آن زمان تاکنون قریب به ۲قرن میگذرد . طی این دوران، از حاصل رنج و تلاش و کار کارگران، بخش اندکی اساسا در حد ادامه حیات نصیب خودش شده اما بخش عمده آن به حساب ستمگران و سرمایه داران سرازیر میگردد. آنها هر روز بیش از پیش فربهتر و پولدارتر شده و حقوق کارگران بیشتر و بیشتر ضایع میگردد.
در قرون معاصر، بر اثر روشنگریهای صورت گرفته، خودآگاهی کارگران و حامیان آنها افزایش پیدا کرده و به اعتراضات و انقلابات گستردهای منجر شده است. این اعتراضات در ابعاد جهانی دستآوردهای نسبتا قابل توجهی در برخی از کشورهای جهان نصیب کارگران کرده است و آنها را از برخی حقوق و مزایای صنفی برخوردار کرده است.
آنها توانستهاند زندگی نسبتا شرافتمندانه و قابل قبولی پیدا کرده و از دستآوردهایی در زمینه صنفی مانند افزایش دستمزد و کاهش ساعات کار و حق بیمه و تضمین سلامتی و … بهرهمند شده و در زمینههای اجتماعی نیز به مقدار از حقوق خود مانند برپایی اتحادیههای کارگری و … دست یافتهاند.
به دلیل این تلاشها، طبقه سرمایهدار به اجبار برای جلوگیری از اعتراضات و انفجارها و انقلابات اجتماعی به پرداخت برخی از حقوق حقه آنها تن داده است. با نگاهی به مبارزات کارگری در کشورهای جهان سوم میتوان دید، بهرهکشی از کارگران به صورت بسیار بیرحمانه همچنان ادامه دارد.
وضعیت کارگران در ایران به دلیل سیاستهای غارتگرانه سران حکومت که دزدی، غارت، بیکفایتی و ناکارآمدی از ویژگیهای برجسته آن است به مراتب از سایر کشورها بدتر است. سیاستهای جنگطلبانه خامنهای و سران حکومت مانند سرمایه گذاری در تولید سلاح هستهای و موشکهای دوربرد و هزینه کردن برای گروههای نیابتی و… باعث نابودی بخش عمدهای از تولیدات داخلی شده است. این موضوع فشار خردکنندهای بر طبقه کارگر وارد کرده است. فشاری طاقت فرسا و کمرشکن که این طبقه را در ایران تا حد «خط مرگ» سوق داده است.
بنابراین در ایران تحت حاکمیت این دیکتاتوری جایی برای جشن گرفتن برای روز جهانی کارگر باقی نمانده و نمیماند.
1 پیشینه روز جهانی کارگر
در اوایل دهه ۸۰ قرن ۱۹ اتحادیههای کارگری آمریکا برای تصویب قوانینی به منظور کاهش ساعت کار از ۱۰ به ۸ ساعت بدون کاهش دستمزد تلاش کردند. اما با مخالفت کارفرمایان و دولت مواجه شدند و تلاش آنها به نتیجه نرسید. در واکنش به تصویب نشدن قانون، فدراسیون اتحادیههای صنفی و کارگری آمریکا در یک جلسه در سال ۱۸۸۴، دو سال به دولت و کارفرمایان مهلت داد تا قانون ۸ساعت کار را به تصویب برسانند و به اجرا بگذارند.
قرار بود که در آمریکا از روز اول ماه مه ۱۸۸۶ کاهش ساعات کار به ۸ ساعت در روز، به اجرا درآید. اما مقامات از پذیرش این درخواست خودداری کردند در نتیجه در روز ۱ مه ۱۸۸۶ تظاهرات گستردهای در شماری از شهرهای آمریکا از جمله در شیکاگو با جمعیت انبوه برگزارشد که چند روز ادامه داشت.
نقطه اوج و مرکزی این اعتراضات در ۴ مه ۱۸۸۶ در شیکاگو بود که کارگران اعتصابی و هوادارانشان در میدان «هیمارکت» جمع شده و از آنجا به حرکت درآمدند. پس از طی مسافتی با پلیس که سعی در متفرق کردن آنها داشت درگیر شدند که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت زد و کشتار صورت گرفت . پس از آن تعدادی از کارگران دستگیر و ۴ تن از آنان اعدام شدند. با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات و تبعات آن به سایر کشورهای دنیا ، در گوشه و کنار جهان، مراسم یادبود برگزار شد و هر سال هم تکرار گردید که به تدریج روز اول ماه می، روز جهانی کارگر نام گرفت.
2 پیشینه روز جهانی کارگر در ایران
در دوران دیکتاتوری سلسله پهلوی روز جهانی کارگر در ایران به صورت مخفیانه برگزار میشد. در سالهای گذار از رضا شاه به محمدرضا شاه ۲بار تظاهرات بزرگ در اول ماه می(روز جهانی کارگر) سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ برگزار گردید. هم چنین در سال ۱۳۳۱، به دستور دکتر محمد مصدق، روز اول ماه می، روز جهانی کارگر؛ عید کارگران و تعطیل رسمی اعلام شد. اما پس از کودتای ۲۸مرداد، مجدداً این مراسم مخفیانه برگزار میشد.
پس از انقلاب ضدسلطنتی، در روز جهانی کارگر در ۱۱ اردیبشهت ۵۸ تظاهرات گسترده و سراسری در حمایت از کارگران در ایران برگزار شد. این تظاهرات به مزاج حکومت به ویژه شخص خمینی خوش نیامد. آنها به راستای قبضه کردن حکومت و کنار زدن نیروهای آزادیخواه، خانه کارگر را به اشغال خود درآوردند. در گام بعد ایادی خمینی تمامی سندیکاها و تشکلهای کارگری را منحل کرده و به جای آن انجمنهای اسلامی خود را جایگزین نمودند که نقشی جز سرکوب کارگران نداشتند.
به این ترتیب، از روز روی کار آمدن حکومت جدید، شخص خمینی و سپس خامنهای با روز جهانی کارگر ضدیت داشته و مجوز رسمی برای برگزاری چنین مراسمی صادر نمیکردند. آنها همواره برگزار کنندگان این روز را سرکوب و دستگیر میکردند. در یک مورد، برای لوث کردن حقوق کارگران، خمینی گفته بود: مورچه هم کارگر است و …. یعنی با عام کردن عنوان کارگر و تعمیم دادن آن حتی به حیوانات از پرداختن به حق و حقوق خاص این طبقه جلوگیری میکرد.

3 وضعیت معیشتی کارگران در ایران
دستمزد کارگران : اصلیترین و حیاتیترین فاکتور برای نشان دادن وضعیت کارگران در ایران میزان دستمزد و حقوق آنهاست . به جرات میتوان گفت در سالها و حتی دهههای اخیر مجموع دستمزد کارگران در ایران نزدیک به ۱۵۰ دلار در ماه میباشد. این دستمزد، معادل دستمزد یک یا ۲روز یک کارگر در کشورهایی مانند آمریکا و کانادا و آلمان و کشورهای اسکاندیناوی و امارات و سنگاپور و … میباشد.
به این ترتیب، در مقیاس جهانی حقوق کارگران در ایران در رتبههای بسیار پایینی قرار دارد که خود به تنهایی گویای فقر مطلق این طبقه از جامعه است. باید توجه داشت که کارگران و خانوادههای آنها نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند. به اعتراف مقامات دولتی بیش از ۷۰ درصد کارگران در ایران در زیر خط مطلق فقر بسر میبرند.
برای مثال طبق آخرین خبرهای منتشر شده در رسانههای دولتی در ایران، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ حداقل دستمزد روزانه برای کارگران قرار است به مبلغ ۲۱۲ هزار و ۳۳۱ تومان برسد. بدین ترتیب هر کارگر ایرانی در سال ۱۴۰۳ روزانه در ازای هشت ساعت کار، بر اساس نرخ روز دلار مبلغی معادل حدود ۴دلار و به صورت ماهانه اندکی بیش از ۱۱۵ دلار دریافت میکند.
در حالی که سبد معیشتی خانوار کارگران ایرانی (که حداقلها را شامل میشود ) در ابتدای سال بالغ بر ۲۸ میلیون تومان ارزیابی میشد که به نرخ روز دستکم ۶۰۰ دلار میشود. این عدد ۵ برابر دستمزد ماهانه یک کارگر است. به این ترتیب قدرت خرید کارگران با چنین دستمزدی، تنها یک پنجم نیازهای اولیه و ضروری خانواده انها را تامین میکند.

این در حالی است که طبق آمارهای منتشر شده، میزان دستمزد ماهانه کارگران در کشور عربستان ۸۰۰ دلار، عمان ۸۳۹ دلار، بحرین ۸۹۰ دلار، ترکیه ۵۶۰ دلار و در امارات متحده عربی ۴۰۸ دلار تعیین شده است. حتی در کشوری مانند عراق حداقل دستمزد ماهانه کارگران مبلغی معادل ۲۶۰ دلار اعلام شده است.
علاوه بر این عوامل متعدد دیگری وجود دارند که وضعیت معیشت کارگران در ایران را بطور مضاعف وخیم تر کرده و آنها را به « خط مرگ» سوق میدهد که ذیلا به برخی از این عوامل اشاره میکنیم:
حقوق معوقه : در برخی از کارخانهها مانند هپکوی اراک یا نیشکر هفتتپه گاه تا ماهها پرداخت حقوق کارگران به تعویق میافتد که این موضوع در ایران به یک مشکل دائمی و جدی برای کارگران تبدیل شده است که همان دستمزد بخور و نمیرشان نیز بموقع پرداخت نمیشود و اغلب برای گذران زندگی و تأمین معیشت خود، در بحران بسر میبرند.
بیکاری: مشکل بیکاری سالهاست که بعنوان یک بحران در اقتصاد ایران شناخته میشود. مطابق آمارهای رسمی حکومتی که سراسر دروغ است بیکاری اکنون در ایران ۱۰ الی ۱۲ درصد میباشد که در حال حاضر شامل ۳ تا ۵/۳ میلیون نفر میشود. آمارهای واقعی بر اساس گروههای تحقیق اقتصادی خاورمیانه، نرخ بیکاری در ایران را گاه تا ۴۰ درصد نشان میدهد. یعنی میلیونها کارگر در ایران هستند که حتی برای همان دستمزد بخور و نمیر هم کار گیرشان نمیآید و به کولبری، سوختبری، زباله گردی، جمع آوری ضایعات ، کارتن خوابی و قبر خوابی و … روی میآورند.
کارگران فصلی و پیمانکاری : این دسته از کارگران نیز مدام در معرض از دست دادن شغل خود و پیوستن به خیل بیکاران هستند. کارگرانی که رسمیت قانونی ندارند و از مزایای و دستمزد کارگران معمولی هم برخوردار نیستند.
تورم : وجود تورم و افزایش آن که موجب کاهش قدرت خرید در جامعه میشود بیشترین فشار را به طبقه محروم و کارگر در ایران وارد میسازد. سقوط آسانسوری ارزش ریال که حقوق کارگران با آن پرداخته میشود و افزایش قیمت دلار و گرانی مایجتاج اولیه، فشارهای کمرشکن و طاقت فرسا بر کارگران ایرانی وارد میسازد.
بیمه و سلامتی : بسیاری از کارگران فصلی و حتی کارگران معادن که در شرایط بسیار سخت و پرمخاطرهای به سر میبرند از فرآیند بیمه و از مزایای آن بی بهره هستند.
قوانین کار ضدکارگری : در قوانین جمهوری اسلامی، کارفرمایان میتوانند با توسل به قوانین جاری در ایران نظیر “تعریف مزد در ماده ۳۵ قانون کار”، دستمزد روزهایی که کارگران برای تحقق خواستههای خود دست به اعتصاب زدهاند را نپردازند.
نتیجه گیری : در یک کلام امروزه کارگران در ایران با مشکلات تأمین معیشتی بسیاری روبهرو هستند با این روندی که در پیش گرفته شده کارگر نه حق مسافرت دارد، نه حق دارد گوشت بخورد، نه حق دارد از تفریحات سالم بهرهمند شود، و نه حتی توان پاسخگویی به نیازهای اولیه خانواده خود را دارد.

4 وضعیت معیشتی زنان کارگر در ایران
زنان کارگر در ایران از کمترین حقوق اولیه خود نیز برخوردار نیستند و شرایط کار آنها در بهترین صورت را میتوان «برده داری نوین» توصیف کرد.
سران حکومت نیز به جای رفع «موانع ساختاری و قوانین تبعیض آمیز» و ایجاد «فرصتهای برابر اقتصادی»، به تبعیض هر چه بیشتر علیه زنان و به حاشیه راندن فزاینده آنان دامن میزند.
خامنهای به صراحت میگوید : «خداوند زنان را برای منطقه ویژهای از زندگی آفریده است … اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست» .
در نتیجه چنین نظرگاهی، زنانی که محتاج به کار هستند ناگزیر از تن دادن به هر شغل کم درآمد و شرایط سخت کار در کارگاههای کوچک میشوند که کارگران در آنها از هیچ حمایت قانونی، مزایا، بیمه و ایمنی برخوردار نیستند.
5 معضلات اصلی زنان کارگر در ایران
کارگران زن علاوه بر مشکلات عمومی که همه کارگران دارند دارای مشکلات مضاعفی هستند که شرایط کار و زندگی را به مراتب برای آنها سختتر و طاقت فرسا میکند. برخی از آنها عبارتند :
- دستمزد کم و ردههای پایین شغلی برای زنان
- نبود امنیت شغلی
- زنان اولین قربانیان هر بحران اقتصادی هستند. در هر برنامه اخراج یا تعدیل نیرو، زنان در صف اول اخراج قرار دارند .
- ۶۵.۹ درصد از کل جمعیت بیکاران کشور را زنان تشکیل میدهند.
- بیمه نبودن اکثر زنان کارگر. ۸۰ درصد از زنان شاغل بیمه نیستند
- نامساعد بودن محیط کار زنان کارگر
زنانی که محتاج کار هستند تا بتوانند معاش خانواده خود را تأمین کنند به طور گسترده طعمه کارگاههای
میشوند که وضعیت رقت انگیزی بر آنها حاکم میباشد.
- داشتن بیشترین سهم در اشتغال غیررسمی
- فقدان قوانین حمایتی از زنان کارگر
زنان کارگر نخستین قربانیان هر مشکل و چالش اقتصادی بوده و اولین گروهی هستند که مشمول تعدیل و اخراج نیروی کار میشوند.
6 اعتراضات کارگری
برغم فضای اختناق و سرکوب که این روزها در سطح شهرها با آن روبرو هستیم، کارگران و زحمتکشان ایران از اردیبهشت سال ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۳ جمعا ۷۶۵ حرکت اعتراضی داشتند. کارگران نسبت به اخراج از کار، عدم دریافت حقوق، بیمه و سایر مزایا، پایینبودن سطح حقوق، عدم تبدیل وضعیت استخدامی، عدم اجرای صحیح طرح طبقهبندی مشاغل، نداشتن امنیت شغلی، عدم داشتن امکانات پایه در محل کار، شرایط سخت کار، تعطیلی و خصوصشدن کارخانه و شرکت دست به اعتراض زدند.
از حرکتهای اعتراضی برجسته کارگران در این بازه زمانی، میتوان به اعتراض چند روزه کارگران نفت و پتروشیمی در ۳۸ شهر از ۱۳ استان اشاره نمود.
همچنین باید به اعتراض کارگران ذوب آهن، فولاد و روی اشاره کرد که در استانهای اصفهان، لرستان، خراسان رضوی، گیلان، خوزستان، قزوین، تهران و هرمزگان شکل گرفت. علاوه بر این کارگران پالایشگاهها و پتروشیمی آبادان، هویزه، دهلران، ایلام، قشم، بوشهر، کنگان، چابهار، همدان، دهدشت، تهران و بندر ماهشهر نیز دست به اعتراضات گسترده ای برای حقوق به یغما رفته خویش زدند.
این روزها شاهد هستیم که کارگران در اعتراضات خود در شهرهای مخلتف شعار میدهند:
«دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست»،
«مرگ بر ستمگر»
«شش کلاسه دروغگو حاصل وعدههات کو»
و «دزدیهای نجومی، فلاکت عمومی».
7 سخن پایانی
سوال اساسی این است که آیا دردهای بی پایان طبقه محروم و ستمدیده کارگران در ایران پایانی متصور است ؟
همچنین با توجه به قوانین ضد کارگری جاری در کشور و همچنین با در نظر گرفتن شرایط موجود، این پرسش مطرح است که آیا اعتراضات کارگری در ایران در نهایت منجر به دستیابی کارگران به مطالبات خود خواهد شد یا نه؟
بدون تردید در حاکمیت سیاه خامنهای، وسایر سران حکومت، نه تنها هیچ کورسویی از امید و بهبود وضعیت برای زحمتکشان و کارگران ایران دیده نمیشود بلکه روزانه بر سیاهی آن افزوده میشود و وضعیت بدتر و خرابتر و وخیمتر میگردد.
تحقق مطالبات کارگران در چارچوب مناسبات و قوانین موجود، ناممکن است.
تنها با تغییرات بنیادین و زیر و رو کردن ساختار سیاسی حاکم بر کشور، راه پیشروی کارگران ایران برای دستیابی به بهبود اوضاع معیشتی و تحقق خواستههای حداقلیشان نمایان میگردد.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک








Discussion about this post