زندانی سیاسی و معلم آزاده هاشم خواستار پس از درگذشت وکیل آزاده دوستعلی مکی پیامی از زندان وکیل آباد مشهد به بیرون از زندان فرستاد.
به گزارش کانون حقوق بشر ایران، روز دوشنبه ۱۶ مردادماه ۱۴۰۲، هاشم خواستار معلم آزاده و شریف که هم اکنون در زندان وکیل آباد مشهد محبوس است، به مناسبت درگذشت وکیل شریف دوستعلی مکی پیامی فرستاده و در قسمتی از آن نوشت: «من از همین گوشه زندان به روشنی میبینم که ملت حلقه محاصرهی دور رژیم را روزبروز تنگتر کرده و با حمله نهایی با کمترین هزینه به آزادی دست خواهند یافت.»
متن نامه آقای خواستار:
«آقای مکی:
اگر اعدامم کنند، ترسی ندارم.
سال ۸۸ در اعتراض به نتایج انتخابات در پارک ملت مشهد بازداشت و بعد از ۴۵ روز با حکم ۶ سال حبس با وثیقه آزاد شدم، و با اصرار همکاران که حتما باید وکیل داشته باشم، به سراغ تعدادی از وکلا رفتم که هیچکدام جرات نکردند وکالتم را بپذیرند.
توسط یکی از همکاران فرهنگی که بعدا معلوم شد با اطلاعات همکاری دارد، وکیلی معرفی شد که او نیز با اطلاعات ارتباط داشت، این وکیل از طریق همان همکار پیغام فرستاد که اگر آقای خواستار راضی شود او را دیوانه معرفی کنیم، ممکن است تبرئه شود!!
خیلی ناراحت شدم و به دکتر عبدالفتاح سلطانی در تهران درددل کردم، آقای سلطانی هم بسیار ناراحت شد و گفت؛ این وظیفه وکیل نیست و بیجا گفته است.
در نهایت در شعبه تجدیدنظر به دو سال حبس قطعی محکوم شدم و بخاطر نامههایی که از زندان به بیرون فرستادم، مجددا قرار بود محاکمه شوم، که همسرم و همکاران فرهنگی با دکتر عبدالفتاح سلطانی تماس گرفته و ایشان آقای مکی را در مشهد معرفی و به او میگوید؛ وکالت خواستار را قبول کن، و کارهای لازم را انجام بده، و روز محاکمه خودم به مشهد آمده و به اتفاق از وی دفاع خواهیم کرد.
قبل از دادگاهم آقای دکتر سلطانی بازداشت و به ده سال زندان محکوم شد، ولی آقای مکی این وکیل انسان و باشرف وکالتم را قبول و در دادگاه از من دفاع کرد، همسرم نیز در آن دادگاه متهم بود که نامههای مرا در ملاقات حضوری از من گرفته و منتشر کرده است.
نهایتا همسرم تبرئه و من به ۶ میلیون تومان جریمه محکوم شدم، که در تجدید نظر به ۲ میلیون تومان تقلیل یافت، ولی من حاضر به پرداخت نشدم و برای آن در سال ۹۲ به زندان رفتم.
پس از آن با آقای مکی روابط دوستانهتری برقرار کرده و با خانواده ایشان از جمله همسر محترمه و دو دختر عزیزش آشنا و ارادت پیدا کردم.
در سال ۹۸ با جمعی از دوستان بیانیه ۱۴ برای همراهی آقای دکتر کمال جعفری یزدی و اعتراض به حکم ظالمانهای که برای ایشان صادر کرده بودند، در مقابل دادگاه تجدیدنظر استان در مشهد حضور یافته و جملگی به تعداد حدود ۱۵ نفر دستگیر و بازداشت شدیم.
آقای مکی که همزمان وکالت پرونده دکتر جعفری را بعهده داشت و آقای آقاسی از تهران هر دو رسما اعلام کردند که وکالت همه را رایگان بعهده میگیرند و بدون دریافت ریالی تمام زحمات را بخوبی تا کنون انجام دادند.
در چند ماه اخیر تلفن آقای مکی را به کارت تلفن زندانم افزودم، این مرد بزرگوار علاوه بر اینکه اخبار بیرون را به من میداد، از هرگونه کمک و مساعدتی نسبت به تمامی زندانیان دریغ نداشت، و همچنین دریافتم ایشان بسیار شجاعتر و بیپرواتر از گذشته حرف میزند (بالاخره وکیل شخصی شجاع ملنند دکتر کمال جعفری هم بوده)
این روزهای آخر حیاتش در تماسها میگفت؛ مردم دیگه مردم سالهای گذشته و سال ۹۸ نیستند، و ترس مردم ریخته، اگر کسی جرات کند از رژیم دفاع کند، بعید است سالم به مقصد برسد، و با روحانیونی که مرتبط هستم با لباس شخصی تردد میکنند و میگویند؛ میترسیم که ما را بکشند یا فحشهای ناموسی بدهند، و حتی در فضای مجازی اگر حدیثی از ائمه مطرح کنیم، میگویند مزدور است و به آدم حمله میکنند، او صراحتا میگفت؛ من را اگر اعدامم کنند، دیگر ترسی از این بیشرفها ندارم، انواع ظلم و جنایت را بچشم خود دیدم.
آی وکلایی که دغدغه آزادی و دموکراسی و عدالت و دفاع از زندانیان مظلوم سیاسی را دارید، اگر میخواهید مثل بزرگمردِ مرحوم و جاویدنام آقای غلامحسین مکی نامتان ورد زبان عاشقان آزادی باشد، بیاموزید.
آهای وکیلان، هنرمندان، ورزشکاران، معلمان، پزشکان، پرستاران، قضات، مامورین، کارگران، کشاورزان، دانشجویان، دانشآموزان و…. بهترین و بالاترین عشق فشردن گلوی دیکتاتور است، معنی این جمله را کسانی بخوبی درک میکنند که گلوی دیکتاتور را فشردهاند.
آهای صنوف و اقشار مختلف…
اگر همراه و همدرد مردم شوید و همچون استاد مکی بمیرید، نامتان ورد زبان عاشقان راه آزادی خواهد بود.
ننگ بر کسانیکه با تکه استخوانی که دشمنان آزادیِ ملت جلویشان میاندازند، دم تکان داده و خودشان را ارزان میفروشند، و این جماعت بیشرف اگر مدعی خدمت هستند، به این ۴ سئوالِ من پاسخ دهند:
۱. کدام حکومت بغیر از حکومت آخوندی مردمش یا زندانی را کشته و یا فراری داده و یا خانهنشین کرده است؟
۲. کدام حکومت بغیر از حکومت آخوندی دهها نفر از شهروندان خود را در گوشهگوشه ایران و خارج از ایران به قتل رسانده؟
۳. کدام حکومت بغیر از حکومت آخوندی هزاران نفر از شهروندان بیگناهش را در زندانها با اینکه حکم اعدام نداشتند، قتلعام کرده؟ (اشاره به فاجعه و جنایت تابستان سال ۶۷)
۴. کدام حکومت بغیر از این حکومت آخوندی شهروندانش را در یک تظاهرات مسالمتآمیز به قتل رسانده؟
فقط در شهر زاهدان در یک روز بالغ بر ۱۲۰ نفر را قتلعام کردند، درحالیکه در فرانسه در اعتراض به قتل یک نوجوان ، مردم هزاران ساختمان و اتومبیل و ماشین پلیس را به آتش کشیدند، ولی حتی یکنفر کشته نشد.
چقدر باید آدم احمق باشد که جان کندن این رژیم را ببیند که نفسهایش بشماره افتاده، و احمقانه فکر کند که این رژیم امکان نجات پیدا کردن دارد!
آدمهای احمق کسانی هستند که نفسشان به نفس کشیدن این رژیمِ رو به زوال وابسته است، و یقینا با پایان عمر این رژیم دیگر نمیتوانند خون ملت را بمکند.
حکومتی که زندانی سیاسی دارد، این زندانیان و نخبهگان کشور در یک انتخابات آزاد و در شرایط برابر توانایی دارند که رژیم حاکم را شکست داده و جایگزین آن شوند، هدف دیکتاتور از ایزوله و زندانی کردن نخبگان و فراری دادن آنان، این است که اندیشه آنها در بین مردم منتشر نشود که هیچوقت موفق نبوده و نخواهد بود.
حقوق بشر و از جمله سازمان ملل این حق را به ملتها داده که حتی با مبارزه مسلحانه چنین رژیمهای خونریز و دیکتاتور و جنایتکاری را سرنگون کنند، اما جوامع مدرن و از جمله ملت قهرمان ایران این را خوب فهمیدهاند که با تجمع و اعتراض و نافرمانی مدنی و مسالمتآمیز همانطوری که رژیم مستبد سلطنتی را در سال ۵۷ به زبالهدان انداختند، این رژیم فاسدتر از آنرا نیز به زبالهدان بفرستند.
تنها دیکتاتورها زندانی سیاسی دارند که برای پاک کردن صورت مسئله میگویند اینها زندانی امنیتی هستند!!
دیکتاتورها همیشه با قلدری و پررویی به خودشان نمره ۲۰ میدهند!
من از همین گوشه زندان به روشنی میبینم که ملت حلقه محاصرهی دور رژیم را روزبروز تنگتر کرده و با حمله نهایی با کمترین هزینه به آزادی دست خواهند یافت.
از این ماه وارد پنجمین سال زندانیام میشوم، به عشق آزادی ایران و به عشق ژاندارکهای ایران، و همچون عزیزانی مثل سپیده قلیان در اسارت و کسانی که مثل مرضیه آدینهزاده راه برادرش ابوالفضل عزیز و شهید را ادامه میدهند، و همچون دختران پاک و عزیز مرحوم غلامحسین مکی (پریا و پریسا) در کسوت وکالت پا جای پای پدر بگذارند، و راهش را ادامه دهند، و چه آنهایی که بیریا با رژیم خونخوار میجنگند.
اگر صد سال هم در زندان باشم، باز با عشق و با قدرت به راهم ادامه میدهم.
انسان به اندازهای که از خودش برای دیگران و برای آزادی مایه میگذارد از زندگی لذت میبرد، حتی اگر در زندان باشد.
روح بلند مرحوم زندهیاد مکی وکیل آزاده و انسان شاد.
بند ۶/۱
زندان وکیلآباد مشهد
نماینده معلمان آزاده ایران
هاشم خواستار مرداد ۱۴۰۲ »
روز سه شنبه ۲۰ تیرماه ۱۴۰۲، زندانی سیاسی و معلم بازنشسته هاشم خواستار در پرونده ای دیگر به دلیل ارسال خاطراتش به خارج از زندان به دو سال و نیم حبس محکوم شد. این حکم توسط دادگاه انقلاب مشهد صادر شد. اتهامات آقای خواستار در این پرونده «توهین به خامنه ای و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
او در دی ماه ۹۸ درشعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» به ۱۶ سال زندان و۳سال ممنوع الخروجی و ۳ سال تبعید به نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان محکوم شد.
هاشم خواستار متولد ۲ خرداد ۱۳۳۲ در بیرجند مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان مشهد و نماینده معلمان ایران و یک زندانی سیاسی است. هاشم خواستار دانش آموخته مهندسی کشاورزی در سال ۱۳۵۵ از دانشگاه کشاورزی ارومیه است و در هنرستان کشاورزی تدریس میکرده است.
او از سال ۸۸ تا این تاریخ بارها به دلائل مخالفتهایش با حکومت دستگیر و سالیان زیادی را در زندان گذرانیده است. او هم اکنون در سن ۷۰ سالگی با بیماری های سنگین و خطرناکی همچون بیماری های قلبی و تنفسی روبرو بوده و در زندان وکیل آباد مشهد از رسیدگی پزشکی محروم است. بر اساس آخرین گزارشات وی دچار کاهش وزن شدید شده است.
بیشتر بخوانید:
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک









Discussion about this post