امروز همه مشکلات جامعه ایران، در گرو تغییر حاکمیت و تغییرات اساسی شرایط است. کلیه فعالیتهای مدنی از جمله فعالیتهای زنان نیز در همین راستا است که ثمربخش بوده و به نتیجه خواهد رسید
روز ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ به عنوان روز بینالمللی مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری شده است. در این روز «خواهران میرابل» توسط تروخیلو، دیکتاتور دومینیکن، کشته شدند. این روز از سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل به یاد این سه خواهر، به عنوان روز «مبارزه با خشونت علیه زنان» نامگذاری شد. سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی تلاش میکنند در این روز به آموزش و اطلاعرسانی پیرامون خشونت علیه زنان و روشهای مبارزه با آن بپردازند.
بنا به تعریف سازمان ملل، هر رفتاری که منجر به آسیب بدنی، جنسی یا روانی به زنان شود، در زمره خشونت علیه زنان تلقی میشود. برابر بر تعاریف سازمان ملل، زنان حق برخورداری و حفظ همه حقوق بشر و آزادیهای اساسی خود را در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مدنی دارند.

تلاش حکومت برای خارج ساختن زنان از عرصه اجتماعی
حاکمیت دیکتاتوری در ایران، از روز نخست به حکومت رسیدن، تمام ابزار و امکانات خود را برای خارج ساختن زنان از پهنه کار و تلاش اجتماعی و همچنین مدیریت و رهبری جامعه بکار گرفت. آنها تلاش کردند تا دیدگاههای عقبمانده خود را بر جامعه ایران و زنان کشور مسلط کنند. خشونت علیه زنان با پشتوانه دیدگاههای بنیادگرایانه، در قانون نیز به تأیید رسید و علاوه بر آن نیز روش های سرکوب زنان بدون قانون نیز به اشکال مختلف به اجرا در می آید.
بنا به آمار رسمی و تایید شده در رسانههای رسمی در بازه زمانی خرداد۱۴۰۰ تا خرداد۱۴۰۲، دستکم ۱۶۵ زن توسط همسر و یا اقوام درجه یک خود به قتل رسیدهاند. بنابه این آمار هر ۴ روز یک زن به قتل رسیده است. این آمار مربوط به قتلهایی است که رسانهای شده اما باید توجه داشت که آمار واقعی بسیار بیشتر از این است.
تصویب قوانین زنستیزانه
قوانین زن ستیزانه تصویب شده در دیکتاتوری ولایت فقیه، به خشونت علیه زنان، دامن زده و آنرا قانونی میکند. تحقیر و توهین زنان در برنامههای رسمی رادیو و تلویزیون دولتی، گسترش گشتهای سرکوبگرانه موسوم به عفاف و حجاب و…. زمینه را برای خشونت علیه زنان فراهم میکند. طبق قوانین زنستیزانه حکومتی زنان از حق طلاق، اجازه سفر و… محرومند. سران حکومت با تبلیغ چند همسری و دادن اجازه تعدد زوجات به مردان عملا به تحقیر و خشونت زنان مْهر تأیید گذاشته و آنرا قانونی کرده اند.
نفی خشونت علیه زنان با تغییر حاکمیت
موضوع خشونت علیه زنان نیز در جامعه ما امری جدایی پذیر از سایر مشکلات و معضلات جانکاه مردم نیست. تحت حاکمیت دیکتاتوری مذهبی، نمیتوان خشونت علیه زنان را به عنوان یک پدیده مستقل از سایر مسائل و مشکلات جامعه بررسی نمود و بیتردید نمیتوان در چنین حاکمیتی، برای آن راه حلی مستقل پیدا کرد.

تا زمانیکه حاکمیت با تمام ابزاری که در اختیار دارد، به ترویج خشونت و تحقیر علیه زنان و دختران میپردازد، صحبت از تغییر این رویه غیر ممکن است. امروز همه مشکلات جامعه، در گرو تغییر حاکمیت و تغییرات اساسی شرایط است. همه فعالیتهای مدنی از جمله فعالیتهای زنان نیز در همین راستا است که میتواند ثمربخش بوده و به نتیجه برسد.
شرکت فعال زنان در مبارزه با این حکومت
بنا به دلایل بالا، زنان ایرانی در قیام سراسری ۱۴۰۱ و قیامهای سراسری در سالهای ۹۸ و ۹۶ از جلوداران اعتراض بودند. در این میان باید به نقش و حضور مادران شهیدان قیام اشاره نمود که با شجاعت بی مانندی برای دادخواهی خون فرزندان خویش صدایشان را بلند کرده اند. همچنین اشاره می کنیم به حضور زنان بلوچ در اعتراضات جمعههای اعتراضی هر هفته در زاهدان که پس از نماز جمعه به خیابان آمده و علیه ستم صدای خود را بلند کردند.
سران خونریز حاکم توسط ایادی خود در خیابانها خون زنان و دختران ایرانی را بر زمین ریختند. جرم آنها تنها اعاده حقوق حقه خود و آزادیخواهی بود. زنان و دخترانی چون: مهسا امینی، نیکا شاکرمی، نگین صالحی، بهناز افشاری تا پریسا بهمنی و نسرین قادری و …

به یاد داشته باشیم که نام و مشخصات زنان و دخترانی که در مبارزه با این حکومت زن ستیز جانباختهاند، شامل دهها هزار نام است.
در گرامیداشت روز جهانی منع خـشونت علیه زنان، یاد آنان را گرامی میداریم. دختران و زنانی که در ۴ دهه گذشته، جان خویش را نثار آزادی ایران کردند. زنانی که اگر برغم سنگینترین فشارها و تحقیر و توهینها، چه در کف خیابانها و چه در محیط کار و دانشگاه و محیط های تحصیلی و چه در زندانها، بر نقش بی جایگزین خود در مبارزه برای آزادی ایستادگی کرده و هزینه سنگین آن را پرداختهاند.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / توییتر / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک









Discussion about this post