🎧 شنیدن خلاصه خبر
بسیاری از چهرههای ارشد سپاه و کمیتههای انقلاب اسلامی، خود پیشینهای از اراذل و اوباشی داشتند و بعدها در جایگاه فرماندهان، همان الگوی خشونت خیابانی را در مقیاسی کلانتر ادامه دادند
کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۱۶شهریورماه ۱۴۰۴ – گزارشی که پیش رو دارید به بررسی نقش پنهان اما تعیینکننده شبکه سازمانیافتهای از اراذل و اوباش در ساختار سرکوب دیکتاتوری حاکم میپردازد؛ شبکهای که از نخستین روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا امروز همواره بازوی غیررسمی اما کارآمد حاکمیت در ایجاد رعب و وحشت میان مردم بوده است. این گزارش با مرور روند تاریخی استفاده حکومت از گروههای خشونتطلب و سازماندهیشده، نشان میدهد چگونه از «زهرا خانم» و یارانش در دهه شصت تا بسیجیهای موتورسوار و تیغ بهدست در سالهای اخیر، یک خط ممتد سرکوب با تکیه بر اوباش شکل گرفته است.

این بررسی یادآور میشود که بسیاری از چهرههای ارشد سپاه و کمیتههای انقلاب اسلامی، خود پیشینهای از اراذل و اوباشی داشتند و بعدها در جایگاه فرماندهان، همان الگوی خشونت خیابانی را در مقیاسی کلانتر ادامه دادند. گزارش حاضر همچنین توضیح میدهد که چگونه در دولتهای مختلف، بهویژه در دوران احمدینژاد و پس از اعتراضات ۱۳۸۸، این شبکه دوباره فعال و رسمی شد؛ تا جایی که مأموریت یافت هم در خیابانها به جان مردم بیفتد و هم در اقتصاد کشور با گرفتن وامهای کلان و چپاول منابع ملی ثروتاندوزی کند.
در نهایت، این گزارش تاکید دارد که شناسایی و معرفی این مهرههای تاریک برای ثبت در حافظه تاریخی ملت ضروری است؛ چراکه بدون افشای چهره واقعی این بازوی سرکوب، فهم ابعاد کامل جنایات این حکومت ممکن نخواهد بود.
اراذل و اوباش؛ بازوی ایجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم
اراذل و اوباش همواره به عنوان ابزار سرکوب در دست حکومتهای دیکتاتوری بودهاند. در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اراذل و اوباش نقش کلیدی در سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق ایفا کردند. چهرههایی چون شعبان جعفری معروف به «شعبان بیمخ»، ملکه اعتضادی و طیب حاجرضایی با سازماندهی مستقیم توسط دستگاههای امنیتی و حمایت مالی بیگانگان، مردم کوچه و بازار را با تطمیع و تهدید به خیابانها کشاندند. آنان با ایجاد رعب و وحشت، حمله به مراکز دولتی و ضربوشتم هواداران مصدق، فضای آشوب و بیثباتی را گسترش دادند. حضور این افراد نشان داد که چگونه حاکمیت و قدرتهای خارجی، از اراذل و اوباش بهعنوان بازوی سرکوب و ابزار سیاسی بهرهبرداری میکنند.
- اعدام ۱۵زندانی در زندانهای سنندج، قزلحصار، اراک، تبریز، اصفهان، دزفول، زاهدان و منوجان
- اعدام دو زندانی اهل سنت، اسکندر بازماندگان و محمد کاشفی در سکوت مطلق رسانهای + کلیپ
مشاهده کلیپ
زهرا خانم لیدر اراذل و اوباش
اراذل و اوباش پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ نقشی تاریخی و انکارناپذیر در سرکوب مردم و نیروهای سیاسی ایفا کردهاند. پس از پیروزی انقلاب، این افراد بهطور مستقیم در حذف و سرکوب گروههای مختلف سیاسی وارد عمل شدند. شاخصترین چهره در این میان زهرا یعقوبی، معروف به زهرا خانم بود که در تهران با در اختیار داشتن صدها نفر از اراذل و اوباش، به تجمعات دانشجویان و دفاتر روزنامهها حمله میکرد. افراد تحت امر او مردم، بهویژه دانشجویان را با تیغ موکتبری و چاقو مجروح کرده و حتی به قتل میرساندند. زهرا خانم نیروهای خود را «حزباللهی» مینامید و از همانجا بود که این اصطلاح بهعنوان نامی بر چنین افراد اطلاق شد.
بسیاری از فرماندهان سپاه و کمیتههای انقلاب اسلامی، که اکنون برخی از آنان در جایگاه فرماندهان ارشد سپاه حضور دارند، پیش از انقلاب از اراذل و اوباش شناختهشده در شهرهای خود بودند.
دولت احمدینژاد و ظهور دیگربار اراذل و اوباش
با پایان یافتن جنگ هشتساله و در دولتهای هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، نقش این افراد در صحنه سیاسی کشور کمرنگتر شد. اما دولت احمدینژاد بار دیگر این قشر را بهکار گرفت و حتی برخی از آنان را در سمتهای کلیدی در دستگاههای اجرایی گمارد. اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ بار دیگر پای اراذل و اوباش را به میدان مقابله سیاسی باز کرد. حکومت که در برابر تودههای میلیونی مردم درمانده بود، بار دیگر به این شبکه متوسل شد.
حسین همدانی – که بعدها در جنگ داخلی سوریه کشته شد – شمار زیادی از اراذل و اوباش را از زندانها آزاد کرده و پس از سازماندهی، در کنار سایر نیروهای سرکوبگر به جان مردم انداخت. این گروهها در خیابانها به بانکها و اموال عمومی حمله میکردند و سپس دستگاههای امنیتی این اقدامات را به حساب معترضان میگذاشتند. همچنین آنان در قالب دستههای بسیجی، سوار بر موتور و مسلح به سلاحهای سرد و گرم، به تجمعات مردمی حمله کرده یا در میان جمعیت نفوذ میکردند و با سوءاستفاده از فشردگی جمعیت، مردم را به خاک و خون میکشیدند.
ورود اراذل و اوباش در ساختار اقتصادی و امنیتی کشور
از سال ۱۳۸۸ به بعد، نقش اراذل و اوباش در حمایت از حکومت بار دیگر برجسته شد و این افراد نفوذ قابلتوجهی در دستگاههای اجرایی و امنیتی یافتند. آنان با دریافت مجوزهای خاص و سوءاستفاده از نفوذ خود، ثروتهای هنگفتی اندوختند و بسیاری از آنان امروز صاحبان کارخانهها و شرکتهای بزرگ با گردشهای مالی نجومی هستند. این افراد با گرفتن وامهای کلان از بانکها و سر باز زدن از بازپرداخت، جایگاه ویژهای در ساختار فساد اقتصادی نظام پیدا کردهاند.
اکنون شبکه اراذل و اوباش بخشی از دکترین امنیتی دیکتاتوری حاکم است و بهعنوان نیروی آماده و عملیاتی همواره روی آنان حساب میشود.
معرفی و شناسایی چنین افرادی توسط مردم، یکی از بهترین راهها برای کاهش اثرگذاری آنها و تنگ کردن عرصه بر فعالیتهایشان است. بیتردید با سپردن نام این افراد به حافظه تاریخی جامعه، در آینده نزدیک و پس از سقوط حکومت ملاها، آنان نیز به دست مردم به دادگاههای صالح سپرده خواهند شد تا به جرائم و جنایاتشان رسیدگی شود.
در گزارش بعدی، تلاش خواهد شد تا سران و چهرههای شاخص اراذل و اوباش در شهرستان شیراز معرفی شوند.
با ارسال هرگونه اطلاعات در این زمینه به ما کمک کنید تا صدای زندانیان باشیم
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک
